|
موسسه نگاران Development In Balochistan
|
||
|
موسسه نگاران ارگان فعال در توسعه بلوچستان با شعار همفکری جوانان بلوچ برای بلوچستانی سبز |
دوستانی بهتر از برگ درخت بهتر آب روان برتر حس جوانی که روح دار غوطه ور است....
دوستان مدتی است که نیستم نبوده ام و روزگار ما را به سوی نبودن سوق داده است.
اما با همت شما خواهیم امد با توانی افزون تر و اندیشه ای فزون تر ....
در انتظار صمیمیت بیکران شما لحظه شماری میکنم.
ورنا بلوچ
خدمتگذاری کوچک در بلوچستان
اینجا باران می بارد
اینجا مهر خداوند بر سر مردمانی رنج کشیده از سختی و مهنت روزگار جاری گشته است.مردمانی که به محبت زمینی خشک دلبسته و وابسته اند مردمانی که در دستان چروکیده پیرمردانش میتوان توان واقعی مردانگی و ایمان و ایثار و از خودگذشتگی را حس کرد و در گامهای استوار جوانانش سعی و تلاشی نابودی ناپذیر را برای رسیدن به بهترینها و در چشمان زنانش غرش شیرانی که عهد کرده اند کودکانی را پرورش دهند تا آینده دار دنیا باشند.
اینجا بلوچستان است و باران میبارد
گرچه این باران غبار از دست رفته ها را نمی کاهد
اما باران میبارد و رحمت خداوند همچنان جاری است
وقتی برای مردن نیست زندگی باید کرد.
سلام
سلامی به نگاه صمیمیت وجود تان که سرشار از احترام به مهربانی های شماست.
هنوز هم هستم هنور هم زنده ام هنوز هم دستانم میتوانند بنویسند. گرچه بی حرمتیها و جفاها و نابرادری ها را به جان خریدم ولی هنوزم با دستان شکسته ام میتوانم بنویسم و درونم هنوز هم مهر وطن و مهر بلوچستان موج میزند.
من زنده ام و زندگانی خواهم نمود وقتی برای مردن نیست.
ورنا بلوچ
۱۳۸۸/۱/۵
من بلوچم و از بلوچ حرمت و ملك و وطن گويم سخن
و از نشان افتخارش با جان و تن گويم سخن
سرزمينم گرچه خشك است ليك من
با دلي سبز آكنده از مهر وطن گويم سخن
مه پيشين هپتگان مي شمي بازين نازهكين ورنا مه بلوچستان ناياپتين وطن گرگ و جيل بوتگنت په اياني آزاتيا جهد بكنيت.
و اما درباره قوميت میدانيم كه واژگانی نظير ملت، مليت، خلق و قوميت پس از انقلاب مشروطيت در ايران معانی نوينی پيدا كردهاند كه با مفاهيم كهن آنها متفاوت است. در اغلب فرهنگها، قوميت يا مليت در برابر nationality به كار رفته است اما اكنون در ايران به جای people استفاده میشود كه معادل صحيح آن «مردم» يا «خلق» است. به هر حال ما در اين جا «قوميت» را تسامحا به جای همين مفهوم people به كار میگيريم و بر اين اساس میگوييم ايران يك كشور چند مليتی است كه در قانون اساسی ج. ا. ا نيز به اين امر تصريح شده. البته در ايران از دير باز مليتهای مختلفی زندگی كردهاند و اين كشور هيچ گاه در طول تاريخ طولانی خود يك كشور تك قوميتی، تك زبان يا تك فرهنگ نبوده است. هم اكنون علاوه بر فارسها، قوميتهای ترك آذری، كرد، عرب، بلوچ و تركمن نيز در ايران زندگی میكنند كه شهروندان ايرانی به شمار میروند.
در يكي از بخشهاي گفتگو شبكه خبر صدا و سيماي ايران شنونده مطلب عجيبي بودم به اين مضموم كه: حفظ عنوان كلمه توسعه از برنامه هاي راهبردي ايران و چشم انداز بيست ساله و گنجاندن مطلب فرهنگ سازي ايراني و اسلامي.
من بينهايت خوشحال خواهم شد تا سروران عزيز نسبت به بررسي دقيق اين دو موضوع وجود ابهامات ميان دو گزينه توسعه و فرهنگ سازي ايراني و اسلامي را تعريف نمايند.
دو مطلب جالب و شيوا در دو وبلاگ بنده را مقيد به نوشتن متن زير نمود.
در وبلاگ يك انسان اشاره اي به تجانس و ناهماهنگي بين ادارات و ايجاد شكاف و فاصله ميان دو بخش سيستان و بلوچستان در بهره وري و ايجاد راهبردهاي توسعه و دوم در وبلاگ طلبه مدرسه البنات به قلم خواهر محترمه ام اويس ريگي در خصوص ضعف در سيستم ثبت احوال و عدم احراز هويت ايراني بعضي از مردم بلوچ و وجود رانتخواري مرسوم ادرادري و بروكراسي پيچيده در سيستم اداري استان.
بنده خوشحالم كه اين دو عزيز بزرگوار با بهره گيري از ديدهاي پيشرو با الهام از خصوصيت واقع بينانه خود اقدام به نوشتن و نشر اين مطالب نمودند و اينكه اين مطالب نشان دهنده عمق فاجعه عظيم در اصل و عموميت اجتماعي استان دارد كه با قوانين ملي و بين المللي كاملا متفاوت و جداگانه است.
Shipment and story cans design important door creation development had had
موقعيت ويژه بلوچستان به لحاظ قرار گرفتن در ابتداي درياي عمان و اقيانوس هند و همجواري با بزرگترين توليد كنندگان انرژي جهان و دارا بودن كوتاه ترين مسير براي رسيدن به آسياي ميانه و اروپا آن را جز 20 نقطه استراتژيك اقتصادي،و نظامي و ... جهان قرار داده است.
اما متاسفانه كمترين توجه به موضوع ايجاد تحول در سيستم حمل و نقل عملا بلوچستان را از وارد شدن به چرخه مهم تحولات جهاني محروم داشته است.
با آغاز پروژه عظيمي به نام توسعه محور شرق اميد ميرود بلوچستان جايگاه واقعي خود را در تحولات جهاني باز يابد و و همچنين راه براي توسعه هر چه بهتر بلوچستان هموارتر گردد.اما بايد بدانيم توسعه محور شرق فقط با ساخت يك راه شوسه امكان پذير نيست بلكه براي ايجاد تحول ويژه با نگرشي بلند مدت بايد به تمامي تكنيكهاي حمل نقل توجه فراگيري داشت.
دولت وقت انگلستان وكمپاني هند شرقي(India eastern com) در هنگام سيتره بر شبه قاره هند و بلوچستان طرحهاي مهمي براي ايجاد و بست حكومت خود و همچنين با نگرشي جدي در مسله حمل نقل براي ايجاد تحولات وسيع در شبه قاره هند اقدام به ساخت شبكه راه آهن هند از زاهدان تا آخرين نقطه مرزي هندوستان در جنوب شرق آسيا نمودند.
كمپاني هند شرقي با دريافت واقعيتهاي حقيقي از وضعيتهاي اقليمي (در هندوستان بارانهاي موسمي ويرانگر و در بلوچستان صحراهاي خشك و كوهاي صعب العبور) و با اين تعريف كه حمل نقل صحيح ميتواند يكي از محورهاي توسعه همه جانبه باشد اقدام به ساخت راه آهن سراسري هندوستان و اتصال به ايران و همچنين ساخت چندين فرودگاه از جمله فرودگاهاي در مناطقي همچون گوارد ،پنجگور،پسني،ميرجاوه و چابهار و بنادري همچون بندر كراچي و بندر گوادر و پسابندر نمود.و طبق اسناد منتشر شده از اين كمپاني آنها سعي داشتند با اتصال راه آهن زاهدان به راه آهن داخلي ايران و همچنين ساخت بندري بزرگ در چابهار و همچني فرودگاهي در دزك(سراوان فعلي) و تكميل شبكه ريلي از گوادر تا پنجگور و دزك (سراوان) و اتصال به شبكه راه آهن داخلي ايران نقش خود را در ايجاد توسعه در اين مناطق افزايش دهند.گرچه كمپاني هند شرقي سالهاست تعطيل و بلوچستان به دو قسمت ميان ايران و پاكستان تقسيم شده و از همه مهمتر كشوري به نام پاكستان تشكيل شد. اما به نظر بنده ساختهاي كنوني به نام توسعه محور شرق شباهت فراوني به نقشه ها و طرحهاي آن شركت دارد.
ما قصد نداريم فقط به صرف اين حركت كمپاني هند شرقي را يك حركت جاهطلبانه براي انتقال سريع نيروهاي نظامي انگلستان و يا گاهاً چپاول اين مناطق بدانيم زيرا در هر صورت با ايجاد اين چنين سيستم حمل نقل گسترده اي وضعيت بلوچستان بهتر از وضعيت كنوني ميبود.
اما با اين حال توسعه محور شرق Development axis east نيز ميتواند گامي مهم در عرصه توسعه اقتصادي و اجتماعي مناطق مختلف باشد.توسعه بندر چابهار به عنوان تنها بندرگاه اقيانوسي ايران و تكميل راه آهن زاهدان - بم و اتصال به راه آهن سراسري ايران كه اتصال راه آهن جنوب شرق آسيا به راه آهن اروپا ميباشد. و همچنين ساخت راه آهن چابهار به زاهدان و زاهدان به مرز ميلك همچنين ساخت فرودگاه سراوان به عنوان يك فرودگاه عملياتي و ترانزيتي كه متاسفانه با گذشت چندين ساله از ساخت اين فرودگاه به علت سهل انگاري بيش از حد در نظارت بر روي ساخت اين فرودگاه، سبب شده است تا اين فرودگاه هم اكنون داراي اشكالات فني فراواني باشد، همچنين ايجاد جاده ترانزيتي و را آهن چابهار، زاهدان و ميلك كه نكته مبهم در اين ميان اين است كه چرا سعي دارند فقط چابهار را براي توسعه ميلك مهيا نمايند؟
پروژه توسعه محور شرق داراي اشكالات فراواني ميباشد كه در اين بخش سعي مينمايم به گوشه اي از اين اشكالات نظري اجمالي براي دانستن شما سروران گرامي داشته باشيم و نكته مهم اينكه هدف ما ناديده گرفتن و كم اهميت جلوه دادن ساخت اين پروژه بزرگ نيست كه ساخت اين پروژه ميتواند ايجاد كننده و بوجود آورنده رشد اقتصادي خوبي براي منطقه بلوچستان باشد.
1- ناديده گرفتن شهرهاي همچون ايرانشهر و سراوان
ايرانشهر داراي كوتاهترين مسير به مركزيت استانهاي همچون كرمان و هرمزگان و مناطق داخلي ايران ميباشد. اگر اقداماتي براي ساخت و بست راه آهن بلوچستان و كرمان ميشد بهتر بود از مسير ايرانشهر به بم اقدام ميشد تا ضمن حذف هزينه هاي اضافي و ايجاد كوتاه ترين مسير از موقعيت ايرانشهر به عنوان بزرگترين شهر و مركز صنعتي بلوچستان بهترين و بيشترين استفاده را ميشد. همچنين با ايجاد اين راه آهن و ادامه مسير آن به سراوان و پنجگور يك كريدور جديد در عرصه حمل نقل داخلي و بين الملي ايران نيز بوجود مي آمد.طبق آمارهاي موجود خروجي و ورودي صادرات و واردات قانوني و غير قانوني (قاچاق كالا) از مرز كوهك در سراوان چندين برابر مرز مير جاوه در زاهدان و همچنين مرز ميلك در زابل ميباشد.مهمترين هدف در ايجاد و توسعه محور شرق استفاده از داشته هاي قبلي و افزايش توان بازدهي اقتصادي براي رونق هر چه بيشتر اقتصادي ميباشد.
ممكن است اين نكته ظريف در ذهن شما ايجاد شود كه هدف از راه آهن چابهار زاهدان و ميلك مرزهاي كشورهاي آسياي ميانه باشد كه بايد بگويم به هيچ وجه اينگونه نخواهد بود .اين راه آهن در ميلك به انتهاي خود خواهد رسيد و تا زماني كه كشور افغانستان قدرت و توانايي خود را را باز يابد كه ممكن است به طرف شهرهاي داخلي آن كشور ادامه پيدا كند.
اما با توجه به نقشه هاي قبلي خط لوله انتقال گاز ايران به پاكستان و هندوستان (خط لوله صلح Pipeline peace)كه در آن كوتاه ترين مسير به مرز هندوستان تعريف شده بود. شهرهاي ايرانشهر و سپس سراوان و مرز كوهك به عنوان مسير اصلي انتقال گاز ايران به پاكستان و هندوستان مشخص شده بودند.
راه آهن و سيستم حمل و نقل ريلي ميتواند بهترين مولفه در تعريف فرمهاي حمل نقل در بلوچستان باشد.جادهاي شوسه در بلوچستان با توجه به وضعيت خواص اقليمي در بلوچستان بعد از گذشت مدت كوتاهي از ساخت دچار اشكالات فني متعددي ميشوند كه باعث بروز حوادث جبران ناپذري خواهند شد.
در تابستان و در گرماي بين 35 تا 45 درجه بلوچستان آسفالت جاده به دليل گرما و همچنين به دليل عدم رعايت اصول فني مناسب در ساخت و تهيه آن، از هم باز شده و سبب ايجاد شكاف زير بستري و خالي شدن ميانه داخلي آسفالت ميگردد و در زمستان و وجود گاها شبهاي سرد باعث ايجاد شكاف در لايه بالايي يا به قولي ترك خوردن آسفالت خواهد شد. و يا وجود بارانهاي سيل آسا كه موجب تخريب پلها و گذرهاي كنار رودخانه ميشوند همانند جاده ايرانشهر به سرباز و چابهار و همچنين پل جكيگور كه تا كنون به دليل تخريبهاي مكرر توسط آب رودخانه معرفيت بيش از حدي كسب نموده است.
اين مطلب ادامه خواهد داشت...

|
|