تبليغاتX
موسسه نگاران Development In Balochistan

تغير نام يا تغيير كاربري

تغير نام يا تغيير كاربري

صبح امروز خبري در استان سيتان و بلوچستان پيچيد.

آقاي نكونام رئيس دادگستري استان در سكوت مطلق و فقط در يك گزيده خبري كوتاه از رياست دادگستري استان كنار رفته و جاي خود را در مجلس باز نمود.

نكونام كه مدتها بر اريكه دادگستري استان تكيه زده بود كه در اين مدت عده زيادي از مردم اين استان اعم از شيعه و سني از فعاليت وي به شدت گله مند بودند.جاي خود را به آخوند ديگري داد با اين حال هنوز هم مشخص نيست اين عنوان فقط يك تغيير نام ساده خواهد بود يا يك تغيير كاربري.


+ نوشته شده توسط ورنا بلوچ در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 1:16 |

مرز يك فرصت يا يك معضل

مرز يك فرصت يا يك معضل

دولت ايران قصد دارد مرز ميان ايران و كشور پاكستان را از محل تلاقي مرز سه كشور ايران افغانستان و پاكستان (ملك سياه كوه) تا خيلج گوادر(خليج گواتر) را با ديواري بتني به ارتفاع دو متر و طولي معادل مرز موجود ميان دو كشور كه بيش از 750 كيلو متر و عرض يك متر مسدود نمايد!!!!!!

طبق اخبار رسيده به دست ما هئت دولت به پيشنهاد استانداري سيتان و بلوچستان و ستاد مبارزه با مواد مخدر رياست جمهوري قصد انجام عجيب ترين كار در تمام جهان را دارد.(ساخت دومين ديوار چين موسوم به ديوار ايران)

در تاريخ آمده است كه امپراتور وقت چين با توجه به موقعيت و حمله مهاجمان به كشور چين عزم ايجاد ديورا چين را نمود كه اين كار در آن زمان به توجه به وضعيت چين باعث سرشكن شدن هزينه هاي گزاف و روزها وقت و فعاليت هزاران نفر از مردم چين و همچنين تلف شدن بسياري از اهالي كنار مرز شد.

بعد از ناكامي در حفر گودال عظيم مرزي ميان دو كشور ايران و پاكستان اين بار تحولي جديد در نظر دولت مردان ايراني پديدار گشته است كه اين مورد را ميتوان از موارد نادر در مديريتهاي كلان يك كشور و همچنين به عنوان نقطه عطفي ديگر و تحولي جديد در نظام متحوليت دولت دانست ايجاد ديوار بتني.

براي هر كشوري كه انديشه خود را پيشرفت و توسعه ميداند مرز به عنوان موردي مهم در ايجاد توسعه و همچنين سطح روابط فوق ديپلماتيك خود ميداند.

امروزه مرزها به عنوان يك فرصت استثنايي مورد توجه قرارد گرفته اند، ترانزيت ايجاد نقاط هدف گردشگري و ورود توريسم از راه زميني و ايجاد اقتصاد پويا در حاشيه مرز كه نقاط داخلي را نيز به صورت وسع در بر ميگرد.اين موارد فقط چند مورد كوتاه و عمده از هزاران مورد مهم در فعاليت مرزها ميباشند.

اگر در يك كشور مرز به عنوان يك تهديد مطرح شود سعي بر آن ميشود تا با همكاري كشور همجوار و نيروهاي بين المللي اقدام به رفع تهيد مرز نمود با اين حال مرز ميان بلوچستان و كشور پاكستان طبق نظريه سازمانهاي جهاني اقتصادي دنيا از ريسك خطر پذيري كمتري نسبت به ديگر نواحي ايران برخوردار ميباشد.

مبادلات مرزي ميان ايران و پاكستان از محل اين مرز البته به صورت رسمي به چيزي بيش از 5 ميليارد دلار در سال ميرسد و حال اگر تجارت غير رسمي را به آن بيفزاييم به رقمي معدل چندين برابر آن خواهيم رسيد.

كشفيات نيروي انتظامي ايران در استان سيستان و بلوچستان به طبع با توجه به آمارهاي منتشر شده كمتر از كشفيات مواد مخدر در استان خراسان ميباشد، با توجه به اين موضوع كه استان خراسان بيشترين مرز مشترك ميان ايران و افغانستان را به خود اختصاص داده است و افغانستان هم محل توليد بيشترين مواد مخدر در جهان ميباشد.

پس چگونه ميتوان باور نمود كه مرز ميان بلوچستان داري خطر پذيري بيشتري از لحاظ ورود مواد مخدر و ترانزيت آن به كشورهاي اروپايي ميباشد.

در مرز ميان ايران و پاكستان هزاران روستا قرار دارد كه با توجه به كمبود شديد آب در اين مناطق بيشتر اهالي از طريق انجام امورات مبادلات مرزي اقدام به ارتزاق مينمايند، صادرات هزران كلا به كشور پاكستان را توسط اين مردم نبايد فراموش كرد، كه با انجام اين عمل چرخه اقتصادي هزاران كارخانه در ايران دچار مشكلي عمده خواهد شد، و نيروي كاري عظيمي كه در حال فعاليت ميباشند و با اجراي اين طرح(ايجاد ديوار بتني)نه تنها مردم حاشيه مرز دچار سردرگمي و درگير شدن در فقر را بهتر به چشم خواهند ديد بلكه فشارهاي اقتصادي فراوانتري به چرخه اقتصادي درون مملكت وارد خواهد شد،كه اين مورد جدا از مقوله كلاف به همر ريخته و سر در گم امنيت مرزي ميباشد.

ما بارها گفته بوديم امنيت يك فرايند مردمي ميباشد و تا كنون در هيچ كجا و هيچ عنواني ذكر نشده است كه امنيت بر پايه نيروي نظامي و نيروي جبريه و قهريه ايجاد و تثبيت شده است،با يك حساب ساده سر انگشتي درخواهيم يافت اگر جلوي رودخانه اي را كه از روي آبشاري ميرزيد در محل ريزش آبشار بگيريم فوراً سد مورد نظر نابود خواهد شد. زماني كه مردم دريابند كه راه تهيه ازاق آنها مسدود شده است اقدام به جستجوي راهي ديگر خواهند نمود كه براي پيدا كردن راه آن هم براي انساني كه فرزندانش گرسنه ميباشند با تفكر مقداري سخت و دشوار خواهد بود، و حال آنكه ميدانيم عمده ترين مورد نا امني هم مربوط به مسله فقر اقتصادي ميباشد.

در زماني كه گودال عظيمي ميان مرز ايران و پاكستان حفر شد اعلام نمودن كه سازان جهاني مبارزه با توليد و عرضه مواد مخدر دستور به حفر اين گوادل داده و هزينه هاي اجراي آن هم توسط كشورهاي اروپايي و سازمان ملل متحد تامين شده است كه متاسفانه معلوم شد كه اين مورد هم از محل اعتبارات دولت يا بهتر بگوييم از شكم مردم و رزق آنها تامين شده بوده است.

و تاسف بر انگيز تر كه حفر اين گودال با اشتباهات و صرف هزينهاي گزاف هم راه بجايي نبرد زيرا در نواحي مردم اقدام به پر نمودن و ايجاد گذر از روي اين گودال نمودن و در سيل سالهاي گذشته نيز قسمتهاي زيادي از اين گودال نيز خود به خود توسط عوامل طبيعي تخريب شد.

در همان زمان هزينه حفر اين گودال كه از محل ملك سياه كوه تا خليج گوادر مبلغي بالغ بر 100 ميليارد تومان اعلام شد. كه با اين مبلغ ميتوانستند چندين كارگاه ، كارخانه و همچنين تحول در نظام اشتغال پويا كه به دنبال آن ايجاد اقتصاد توانا و دگرگوني در ريز نظامهاي اجتماعي از جمله رفاه اجتماعي توزان اجتماع و اقتصاد موجود و امنيت و نظام تامين اجتماعي را ميتوان به اختصار نام برد.

پس با توجه به پاراگراف مربوط به هزينه هاي اجرايي گودال ايجاد شده مسدود كردن مرز در سالهاي گذشته و افزودن تورم چندين ده درصدي به آن به نكته ها و مبالغ جالبتري ميتوان دست يافت:

براي ساخت هر متر مربع از اين ديوار بتني با توجه به طول و عرض و حجم يكسان مبلغي حدود 500 هزار تومان لازم است (تهيه مصالحي همچون سيمان،ميگرد،ماسه،و هزينه هاي كارگري و مهندسيو...) و براي ساخت هر كيلومتر مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۱تومان و براي ساخت حدود 750 كيلومتر ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۷۵۰ تومان هزينه لازم است مبلغي معادل ۳۳۴/۳۳۳/۸۳۴دلار،كه به راحتي ميتوان با اين مبلغ كل استان سيتان و بلوچستان را در طول چند سال اجراي طرح ساخت اين ديوار متحول و دگرگون ساخت.

حال ما قضاوت را بر عهده شما ميگذاريم چگون هميتوان توسعه را ايجاد نمود:

با مسدود كردن و ديوار ساخت ميان دو كشور

يا با صرف هزينه اجراي اين طرح براي ايجاد و تحول در ساختارهاي اقتصادي و اشتغالي همان منطقه مرزي.

اگر از نقطه نظرات مختلف به بررسي اين موضوع بپردازيم كه آيا با ساخت يك حريم نامتعادل و بدون ثبات لازم كه در آينده اين ديوار تخريب نشود ميتوان امنيت را برقرار نمود،آيا با انجام اين حركت ميتوان اقدام به جلوگيري از ورود مواد مخدر و كنترل ترانزيت آن به كشورهاي ديگر نمود آيا منفعت اقتصادي و برد حقيقي بهره وريهاي اين عمل به صورت دقيق و منظم بررسي شده است و آيا به سود مملك و ملت ميباشد يا خير، آيا عرف نوين بين المللي و همچنين مردم ساكن اين مرز تمايل به داشتن همچنين ديواري دارند. و هزاران سخن ديگر.

با تقديم احترام

ورنا بلوچ

مدير موسسه نگاران ارگان فعال در توسعه بلوچستان


+ نوشته شده توسط ورنا بلوچ در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:56 |

کلمه نجات

شعري از ارنستو چگوارا

chigvara


کلمه نجات

می توانستم شاعری باشم
ولگردِ قمارخانه های بوينس آيرس
مَحفِل نشينِ خواب و زن و امضاء وُ
اعتياد.
نوحه سرايِ گذشته های مُرده
گذشته های دور
گذشته های گيج.

اما تا کی... ؟

از امروز گفتن وُ
برای مردم سرودن
دشوار است،
و ما می خواهيم
از امروز و از اندوهِ آدمی بگوييم
و غفلتی عظيم
که آزادی را از شما ربوده است.

می توانستم شاعری باشم
بی درد، پُرافاده، خودپسند،
پرده بردارِ پتيارگانی
که بر ستمديدگانِ ترس خورده
حکومت می کنند.

می دانم!
گلوله را با کلمه می نويسند،
اما وقتی که از کلمات
شَقی ترين گلوله ها را می سازند،
چاره چريکی چون من چيست؟

کلمات
راهگشایِ آگاهیِ آدمی ست
و ما نيز
سرانجام
بر سر ِ معنایِ زندگی متحد خواهيم شد:
کلمه، کلمه نجات!
مردم
ترانه ای از اين دست می طلبند.


+ نوشته شده توسط ورنا بلوچ در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:59 |

پیر محمد ملازهی

در این پست مقاله و نوشته ای از آقای پیر محمد ملازهی را قرار داده ایم وی از کارشناسان شبه قاره هند و افغانستان در تلویزیون ایران است.

تحولات سیاسی – ایدئولوژیک در بلوچستان

پیرمحمد ملازهی

2- منابع تأثیر گذار بر تحولات سیاسی – ایدئولوژیک

روشن است که قصد ما از یادآوری چگونگی تجزیه بخش هایی از سیستان و بلوچستان و واگذاری آن به هندوستان آن روز و افغانستان صرفا یادگیری تاریخی آن واقعه نیست ، بلکه هدف روشن ساختن تأثیرات پایدار تر آن حوادث و تحولات در نحوه تجزیه منطقه سیستان و قوم بلوچ است که تا امروز در قالب چالش های گوناگونی باقی مانده است . چالش هایی که در پرتو نگاهی به گذشته می توان شرایط کنونی را با سهولت بیشتری تحلیل کرد. ما دراین مقاله تمرکز خود را بر روی چالش های سیاسی-ایدئولوژیک در میان بلوچ ها می گذاریم . زیرا به نظر می رسد که آسیب پذیری دراین بخش بیشتر از سایر بخش ها است . علاوه بر این تجزیه سیستان و بلوچستان باعث شده است که قوم بلوچ و سیستان بین سه کشور ایران، پاکستان و افغانستان تقسیم شوند و این خود منابع تأثیرگذار قدرت در چالش های سیاسی-ایدئولوژیک را متعدد کرده است . از این رو در شرایط کنونی چالش های اصلی در منطقه شرق کشور را به شرح زیر می توان دسته بندی کرد :

الف) چالش ایدئولوژی اسلامی در دو قالب :

اسلام طالبانی

انقلاب اسلامی

ب) ناسیونالیزم بلوچ در دو قالب :

1. ناسیونالیزم چپ

2. ناسیونالیزم راست

ج) نیروهای تأثیر گذار :

بر مبنای همین تقسیم بندی ، منابع تأثیر گذار قدرت در منطقه سیستان و بلوچستان در شکل کنونی اش بدین نحو خلاصه می شوند:

قندهار – اسلام طالبانی

تهران – اسلام آباد – انقلاب اسلامی – مرکزیت قدرت

کویته – ناسیونالیزم بلوچ

د)نیروهای تأثیر پذیر :

نیروهای موجود که از منابع متعدد قدرت تأثیرپذیرند ، هر چند از تنوع نسبی برخوردارند، ما با اندکی تسامح آنها را می توان در دو بخش خلاصه کرد :

مدارس دینی ç مولوی ها

مدارس رسمی ç تحصیل کردگان مدارس رسمی و دانشگاهی

نگاهی گذرا به شرایط سیاسی – ایدئولوژیک در سیستان و بلوچستان حکایت از آن دارد که چالش های واقعی – اما نه در سطح و قابل رؤیت ، بلکه در عمق و در خفا- درحال تشدید است . در این میان ، بنا به دلایلی که تشریح خواهد شد ، منابع قدرت تأثیرگذار در خارج از حیطه قدرت اسلامی فعال تر به نظر می رسند و همین جنبه از موضوع است که هوشیاری ویژه ای را طلب می کند. برای درک عمیق تر موضوع بهتر است ان را در بستر تاریخی به صورت تفکیکی بررسی کنیم . چالش ایدئولوژیک بعد از قدرت گرفتن طالبان در قندهار از سال 1994 میلادی شدت بیشتری گرفته و به نظر می رسد که به تدریج منطقه سیستان و بلوچستان را تحت تأثیر خود قرار دهد . در عین حال به نحو آشکاری اندیشه طالبانی در چالش با انقلاب اسلامی قرار گرفته و در کویته مرکز ایالت بلوچستان پاکستان ناسیونالیزم بلوچ را نیز به مبارزه کشانده است. بنابراین به جا است که از هیمن نقطه بحث را آغاز کنیم. اما قبل از آن ، یادآوری این مطلب ضروری است که پیروزی انقلاب اسلامی در ایران اشکارا باعث تقویت گرایش اسلامی در کل منطقه شد . این تأثیرگذاری در بلوچستان پاکستان و کویته در قالب شسکت ناسیونالیست های چپ بلوچ و تقویت روحانیون اهل سنت بلوچ تجلی یافت. هم چنان که انقلاب اسلامی در اوج گیری مقاومت اسلامی افغانستان علیه اشغان این کشور به وسیله شوروی سابق و در نهایت پیروزی نا تمام جهاد در افغانستان تأثیر تعیین کننده ای به جای گذاشت.

اهمیت این موضوع از آن است که میزان این تأثیر گذاری ثابت باقی نماند و تحت تأثیر واقعیت های متفاوتی از شدت و ضعف برخوردار شد. هرچند در این واقعیت که پیروزی انقلاب اسلامی در تضعیف ناسیونالیزم چپ بلوچ مؤثر واقع شد ، جای هیچ گونه تردیدی وجود ندارد . اما در عین حال غیر قابل تردید است. به ویژه آنکه مرکز توسه و رشد ناسیونالیزم بلوچ کویته پاکستان و به صورت مشخص تر دانشگاه کویته است و چالش ایدئولوژی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی و ناسیونالیزم چپ نمود عینی خود را در نیروهای دو طرف ، یعنی دانشگاهیان و روحانیون اهل سنت یا مولوی ها ، نشان داده است. پیامد همین چالش در سیستان و بلچستان به صورت ضعیف تری انعکاس یافته ، هر چند به دلایل گوناگونی هنوز امکان بروز به دست نیاورده است، اما به صورت پنهانی هم چنان در جریان است. در هر حال گرایش اسلامی را به عنوان یک قدرت تأثیر گذار در چالش ایدئولوژیک بلوچستان در روند انقلاب اسلامی و اسلام طالبانی باید مهم ارزیابی کرد ، چرا که در بلندمدت در شرایط سیاسی و اجتماعی منطقه تأثیرات پایدارتری خواهد داشت .

انقلاب اسلامی

پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی در ایران در سال 1357 ه.ش باعث جابجایی قابل توجه نیروها و انتقال قدرت در سیستان وبلوچستان شد . همچنان که در سایر استانها تأثیرات مشابهی به جای گذاشت .تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی اعمال حاکمیت سیاسی در سیستان و بلوچستان از طریق خوانین و سردارها اعمال می گردید . این شیوه اعمال حاکمیت سابقه ای تاریخی دارد که در این جا مجال توضیح آن نیست . کافی است یادآوری شود که از زمان انقلاب مشروطیت و شکل گیری مجلس شورای ملی سابق که دوست محمد خان بارکزایی حاکم وقت در منطقه ، فردی به نام رضا علی دیوان بیگی فرستاده دولت مرکزی را با این بهانه که مردم بی سوادند و از مجلس چیزی نمی دانند به عنوان نماینده مجلس معرفی کرد. تا آخرین دوره مجلس شورای ملی ، تمامی نمایندگان استان سیستان و بلوچستان یا غیر بومی بوده و یا از طبقه خوانین و سردارها بوده اند. حتی یک مورد استثناء وجود ندارد .

پیروزی انقلاب اسلامی این روند را دگرگون ساخت. در دوره اول مجلس شورای اسلامی در سطح استان تنها یک نفر از طبقه خوانین از شهرستان خاش موفق شد به مجلس شورای اسلامی راه بیابد که آن هم اعتبار نامه اش تصویب نشد .

نمایندگان شهرهای ایرانشهر ، سراوان و خاش از طبقه روحانیون اهل سنت و نماینده شیعه زابل روحانی و بقیه از تحصیل کردگان مدارس رسمی بودند. به این ترتیب مشاهده می شود که جابجایی نیروی فعال سیاسی در سیستان و بلوچستان به سود طبقه روحانی و حذف سردارها بوده است . هرچند که در دوره های بعدی مجلس شورای اسلامی روحانیون جای خود را به تحصیل کردگان دانشگاهی و مدارس رسمی دادند، که این خود ناشی از شکافی است که در سطح محلی بین تحصیل کردگان مدارس رسمی و مدارس دینی از یک طرف و بین روحانیون اهل سنت و روحانیت رسمی در مرکز از طرف دیگر شکل گرفته است. ترکیب نمایندگان استان دوره جدید مجلس شورای اسلامی نشان میدهد که روحانیت اهل سنت به طور کلی عقب نشینی کرده و این ترکیب به سود نیروی تحصیل کرده مدارس رسمی و دانشگاهی است.

هرچند اهمیت این موضوع و پی آمدهای بلند مدت تر آن هنوز به درستی شناخته نشده است ولی بدون تردید در چالش های پنهانی سیاسی-ایدئولوژیک موجود در منطقه نقش تعیین کننده ای ایفا خواهد کرد به طوری که می توان گفت نوعی تقسیم بندی سیاسی-ایدئولوژیک در منطقه در حال شکل گیری است که اگر به درستی ارزیابی نگردد و راه حل های معقولی برای آنها اندیشیده نشود ، به زیان منافع ملی عمل خواهد کرد. دلایل واقعی آن هر چه باشد ، شک نیست که این روند در تضعیف گرایش انقلاب اسلامی در منطقه فراتر از مرزهای سیاسی و نفوذ اندیشه طالبانی در کل منطقه مؤثر خواهد بود. اگر بپذیریم که کویته مرکز ایالت بلوچستان پاکستان تاکنون هم چنان نقش محوری خود را در چالش های سیاسی-ایدئولوژیک منطقه حفظ کرده است ، آنگاه تحول در برداشت اسلامی ، از انقلاب اسلامی به اسلام طالبانی ، قابل تأمل تر خواهد بود. به ویژه آنکه گزارش های موثق حاکی از آن است که در مقطع پیروزی انقلاب اسلامی در این گرایش به انقلاب اسلامی باعث تقویت موقعیت روحانیت اهل سنت یا مولوی ها در کویته پاکستان شده بود و تهران برای اولین بار نشان داد که می تواند در تحولات منطقه ای یک منبع قدرت تأثیرگذار باشد . گزارش خانم آن ویور از بلوچستان شرقی حاکی است که پیروزی انقلاب اسلامی درایران باعث تضعیف و شکست هر دو ناسیونالیزم چپ و راست در بلوچستان شد و شکست کاندیدای مورد حمایت خانم جمیله همسر داوودخان ، خان کلات که از خاندان سلطنتی سابق افغانستان است ، می نویسد :

« او ]خانم جمیله[ ناخشنودی خود را از برآمدن ملاها در بلوچستان که به شکست کاندیدای مورد حمایت او در سال 1988 میلادی انجامید ابراز میدارد . او می گوید نفوذ ملاها در بلوچستان افزایش یافته است.»

خانم ویور اضافه می کند که در شهر تربت ، مکز مکران ، دانشجویان با همان حرارتی از شکوه انقلاب افغانستان سخن می گویند که ملاها از شکوه انقلاب ایران . مولوی ها انقلاب ایران را نیرومندترین نیروی منطقه می خواند.

با وجود این ، این تأثیرگذاری مثبت تحت تأثیر عوامل گوناگونی نتوانسته است به عنوان عامل اصلی تعیین کننده چالش ایدئولوژیک و سیاسی در بلوچستان باقی بماند و به نظر می رسد که به موازات عقب نشینی روحانیت اهل سنت در بلوچستان ایران جای خود را در کویته به اندیشه طالبانی داده باشد. هرچند که چنین بدیهی است پیروزی هر کدام صورت نگرفته و رقابتهای پنهانی همچنان در جریان است . بدیهی است پیروزی هرکدام از این دو جریان در درون نیروهای اسلامی می تواند در آینده منطقه تأثیرگذار باشد . به ویژه آنکه اندیشه طالبانی با جاه طلبی هایی همراه است که می تواند منطقه را درگیر چالش های جدی تر سیاسی-ایدئولوژیک سازد.


+ نوشته شده توسط ورنا بلوچ در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:14 |

از هر هزار كودك بلوچ كه وارد مرحله آموزشي ابتدايي .......

 

توسعه در ديدگاه علمي و اجتماعي

همانگونه كه بارها در مطالب وبلاگي گذشته خود ذكر نمودم توسعه و مهم توسعه پايدار نياز به جايگاهي مهم و رفيع به نام توسعه منابع انساني دارد،در علم توسعه منابع انساني براي رسيدن به توسعه آرماني و حقيقي در يك جامعه و يا يك منطقه قوميتي اينگونه تعريف شده است:

توسعه خواستگاهي مردمي دارد اگر خواهان توسعه براي يك منطقه ميباشيم ابتدا بايد به ساختار هاي فرهنگي و اجتماعي و ديني مردم اين منطقه توجه كامل و جامع را داشته باشيم، زيرا هدف عمده از ايجاد توسعه مردم درون همين اجتماع ميباشند، و اگر در اين امر كوچكترين مبالات و كوتاهي صورت گيرد مردم دروني اين اجتماعي اين نوع ساختار توسعه را براي خود نوي تعرض به حقوق خود دانسته و به هر شكل در تلاشند تا از اجرا شدن اين نوع توسعه جلوگيري نمايند.

همچنين تاكيد شده است در سازمانهاي نهادينه شده درون اجتماع ميبايست و حتما از نيروهاي بومي خود اين اجتماع استفاده كرد زيرا اين نيروها ضعف ها و نقاط قوت را دانسته و اقدام به رفع و بهره وري از اين نقاط مينمايند.

بعد مهم تعريف تربيت منابع انساني لازم ميباشد.

در جايگاه تربيت منابع انساني ابتدا بايد از پايين ترين رتبه مرحله آغاز نمايم تا نيروهاي توانا را پروش دهيم.

طبق قوانين بين الملي سازمان علمي فرهنگي سازمان ملل متحد آموزش و پروش در تمامي كشورها تا پايان مقطع دبيرستان بايد اجباري باشد و دولتها موظفند تمهيدات لازم را براي اين امر مهيا نمايند.

همچنين در عنوان بندي ترزا آموزشي دانشگاها اينگونه ذكر شده است كه دانشگاه موظف است بيش از 75% از دانشجويان خود را از دانشجويان منطقه خود انتخاب نمايد و نيمي ديگر را به دانشجويان خارجي و يا از مناطق ديگر پذيرش نمايد.

آيا در ترزا بندي و تنوع بندي آموزش بلوچستان اين تمهيدات انديشيده شده است و يا طرحي را آماده كه متاسفانه با سيلهاي ويرانگر اين طرح را آب برده است.

متاسفانه آنچه ما از سيستم و نظام آموزش بخصوص در بلوچستان ميبينيم نوعي تعارض آشكارتر با ديگر نواحي ايران ميباشد، كيفيت آموزش در سطوح ابتدايي كه اولين بنيان تربيت نيروي انساني براي نيل به هدف توسعه منابع انساني را به خود اختصاص ميدهد به شكلي وحشتناك غير علمي و دو از كوچكترين و كمترين كيفيت آموزش جهان حتي جهان سوم ميباشد.

به شكلي كه دانش آموز از همان رده ابتدايي ، زماني كه كودك با اشتياقي وصف ناپذير اقدام به رفتن مدرسه مينمايند اقدام به كور نمودن علاقه و مسدود نمودن و خفه نمودن استعداد درخشان او دارند، رفتار زننده معلمين سطوح ابتدايي با دانش آموزان و تنبيه بدني كه هم اكنون در جهان منسوخ شده و كساني كه از اين الگوي آموزش خشن استفاده نمايند طبق كنوانسيون آموزش سازمان ملل متحد بايد مورد بازخواستو محاكمه قرار گيرند،استفاده ميشود.

علم روانشناسي كودكان دوره ابتداي را براي دانش آموزان عصر فوق طلايي ناميده است ، زماني كه كودك از محيط خانه و يا كوچه و همبازي ها با مدرسه و كتاب و عشق به نوشتن خواسته هاي كودكانه درونش آشنا ميشود، زماني كه او روياهاي آينده خود را ترسيم ميكند و تلاش مينمايد تا با توان خود به اين روياهاي دست پيدا كند.

متاسفانه در بلوچستان و حتي در حال حاظر از دوره ابتدايي تا دوره دبيرستان همواره ما ريزش دانش آموز مواجه هستيم تا جايي كه دانش آموزان هنگامي كه به مقط دبيرستان وارد ميشوند، با موجي از احساسات غير وارد اين محيط ميشوند . احساساتي همچون معلمين غير بومي واقعا ناتوان و كم اهميت با دانش آموز رفتار ميكنند و معلمين بومي هم از روي روزمرگي و فعاليت شغلي خود.

در اينجا است كه دانش آموزان از محيط تحصيل به محيطهاي ديگر و وحشتناك سر در مي آورند و و خبر از روزنامه ها در مي آيد كه سن كشيدن سيگار به سطوح پايين دبيرستان رسيده است و اين هم نوعي فاجعه در ركود تربيت نيروي انساني است.

همچنين در مرحله ورود به دانشگاه و گذشتن از فيلترهاي متعدد خود كابوسي ديگر براي يك نوجوان بلوچ است، تا جايي كه از هر هزار كودك بلوچ كه وارد مرحله آموزشي ابتدايي تا به مقطع دبيرستان و در نهايت دانشگاه برسند فقط 20 نفر وارد دانشگاه ميشوند كه از اين بيست نفر فقط 5 نفر به مرحال پاياني راه پيدا ميكنند.

چگونه ميتوان به توسعه حقيقي انديشيد؟


+ نوشته شده توسط ورنا بلوچ در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:51 |

فقر در بلوچستان

یک ویدو کلیپ از فقر در بلوچستان با فرمت ۳gp

http://www.2shared.com/file/3173394/a52044e8/Balochstan.html

کلیک کنید و دانلود کنید


+ نوشته شده توسط ورنا بلوچ در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 2:58 |

 

موسسه نگاران Ngaran ngo

فروشگاه اینترنتی نگاران اولین فروشگاه اینترنتی بلوچستان به زودی افتتاح میگردد همه شما دعوتینا

سیل بلوچستان و آوارگی بلوچ بزرگترین فاجعه انسانی قرن

Template Designer Ngaran Ngo: NGARAN NGO