اینجا باران می بارد
اینجا باران می بارد
اینجا مهر خداوند بر سر مردمانی رنج کشیده از سختی و مهنت روزگار جاری گشته است.مردمانی که به محبت زمینی خشک دلبسته و وابسته اند مردمانی که در دستان چروکیده پیرمردانش میتوان توان واقعی مردانگی و ایمان و ایثار و از خودگذشتگی را حس کرد و در گامهای استوار جوانانش سعی و تلاشی نابودی ناپذیر را برای رسیدن به بهترینها و در چشمان زنانش غرش شیرانی که عهد کرده اند کودکانی را پرورش دهند تا آینده دار دنیا باشند.
اینجا بلوچستان است و باران میبارد
گرچه این باران غبار از دست رفته ها را نمی کاهد
اما باران میبارد و رحمت خداوند همچنان جاری است
وقتی برای مردن نیست زندگی باید کرد.
من و من و بلوچم من
سلام
سلامی به نگاه صمیمیت وجود تان که سرشار از احترام به مهربانی های شماست.
هنوز هم هستم هنور هم زنده ام هنوز هم دستانم میتوانند بنویسند. گرچه بی حرمتیها و جفاها و نابرادری ها را به جان خریدم ولی هنوزم با دستان شکسته ام میتوانم بنویسم و درونم هنوز هم مهر وطن و مهر بلوچستان موج میزند.
من زنده ام و زندگانی خواهم نمود وقتی برای مردن نیست.
ورنا بلوچ
۱۳۸۸/۱/۵
ورنا بلوچ
متاسفانه دوست و همكار ارجمندمان "ورنا بلوچ" مدير موسسه نگاران مدتي است كه به دليل مشكلات جسمي در بستر بيماري به سر ميبرد .
براي سلامتي اين دوست گرامي و تمامي مريضان از درگاه خداوند سبحان طلب سلامتي نماييد.
با تقديم احترام
فريبا بلوچ
مدير بخش ارتباطات موسسه نگاران
من بلوچم
من بلوچم و از بلوچ حرمت و ملك و وطن گويم سخن
و از نشان افتخارش با جان و تن گويم سخن
سرزمينم گرچه خشك است ليك من
با دلي سبز آكنده از مهر وطن گويم سخن
مه پيشين هپتگان مي شمي بازين نازهكين ورنا مه بلوچستان ناياپتين وطن گرگ و جيل بوتگنت په اياني آزاتيا جهد بكنيت.
چت روم
توسعه اقوام
و اما درباره قوميت میدانيم كه واژگانی نظير ملت، مليت، خلق و قوميت پس از انقلاب مشروطيت در ايران معانی نوينی پيدا كردهاند كه با مفاهيم كهن آنها متفاوت است. در اغلب فرهنگها، قوميت يا مليت در برابر nationality به كار رفته است اما اكنون در ايران به جای people استفاده میشود كه معادل صحيح آن «مردم» يا «خلق» است. به هر حال ما در اين جا «قوميت» را تسامحا به جای همين مفهوم people به كار میگيريم و بر اين اساس میگوييم ايران يك كشور چند مليتی است كه در قانون اساسی ج. ا. ا نيز به اين امر تصريح شده. البته در ايران از دير باز مليتهای مختلفی زندگی كردهاند و اين كشور هيچ گاه در طول تاريخ طولانی خود يك كشور تك قوميتی، تك زبان يا تك فرهنگ نبوده است. هم اكنون علاوه بر فارسها، قوميتهای ترك آذری، كرد، عرب، بلوچ و تركمن نيز در ايران زندگی میكنند كه شهروندان ايرانی به شمار میروند.
ادامه مطلب
کــــــــــــــــــــــــــــــدام توسعه
در يكي از بخشهاي گفتگو شبكه خبر صدا و سيماي ايران شنونده مطلب عجيبي بودم به اين مضموم كه: حفظ عنوان كلمه توسعه از برنامه هاي راهبردي ايران و چشم انداز بيست ساله و گنجاندن مطلب فرهنگ سازي ايراني و اسلامي.
من بينهايت خوشحال خواهم شد تا سروران عزيز نسبت به بررسي دقيق اين دو موضوع وجود ابهامات ميان دو گزينه توسعه و فرهنگ سازي ايراني و اسلامي را تعريف نمايند.
دو مطلب جالب و شيوا در دو وبلاگ بنده را مقيد به نوشتن متن زير نمود.
دو مطلب جالب و شيوا در دو وبلاگ بنده را مقيد به نوشتن متن زير نمود.
در وبلاگ يك انسان اشاره اي به تجانس و ناهماهنگي بين ادارات و ايجاد شكاف و فاصله ميان دو بخش سيستان و بلوچستان در بهره وري و ايجاد راهبردهاي توسعه و دوم در وبلاگ طلبه مدرسه البنات به قلم خواهر محترمه ام اويس ريگي در خصوص ضعف در سيستم ثبت احوال و عدم احراز هويت ايراني بعضي از مردم بلوچ و وجود رانتخواري مرسوم ادرادري و بروكراسي پيچيده در سيستم اداري استان.
بنده خوشحالم كه اين دو عزيز بزرگوار با بهره گيري از ديدهاي پيشرو با الهام از خصوصيت واقع بينانه خود اقدام به نوشتن و نشر اين مطالب نمودند و اينكه اين مطالب نشان دهنده عمق فاجعه عظيم در اصل و عموميت اجتماعي استان دارد كه با قوانين ملي و بين المللي كاملا متفاوت و جداگانه است.
حمل و نقل ميتواند نقش مهمي در ايجاد توسعه داشته باشد
Shipment and story cans design important door creation development had had
موقعيت ويژه بلوچستان به لحاظ قرار گرفتن در ابتداي درياي عمان و اقيانوس هند و همجواري با بزرگترين توليد كنندگان انرژي جهان و دارا بودن كوتاه ترين مسير براي رسيدن به آسياي ميانه و اروپا آن را جز 20 نقطه استراتژيك اقتصادي،و نظامي و ... جهان قرار داده است.
اما متاسفانه كمترين توجه به موضوع ايجاد تحول در سيستم حمل و نقل عملا بلوچستان را از وارد شدن به چرخه مهم تحولات جهاني محروم داشته است.
با آغاز پروژه عظيمي به نام توسعه محور شرق اميد ميرود بلوچستان جايگاه واقعي خود را در تحولات جهاني باز يابد و و همچنين راه براي توسعه هر چه بهتر بلوچستان هموارتر گردد.اما بايد بدانيم توسعه محور شرق فقط با ساخت يك راه شوسه امكان پذير نيست بلكه براي ايجاد تحول ويژه با نگرشي بلند مدت بايد به تمامي تكنيكهاي حمل نقل توجه فراگيري داشت.
دولت وقت انگلستان وكمپاني هند شرقي(India eastern com) در هنگام سيتره بر شبه قاره هند و بلوچستان طرحهاي مهمي براي ايجاد و بست حكومت خود و همچنين با نگرشي جدي در مسله حمل نقل براي ايجاد تحولات وسيع در شبه قاره هند اقدام به ساخت شبكه راه آهن هند از زاهدان تا آخرين نقطه مرزي هندوستان در جنوب شرق آسيا نمودند.
كمپاني هند شرقي با دريافت واقعيتهاي حقيقي از وضعيتهاي اقليمي (در هندوستان بارانهاي موسمي ويرانگر و در بلوچستان صحراهاي خشك و كوهاي صعب العبور) و با اين تعريف كه حمل نقل صحيح ميتواند يكي از محورهاي توسعه همه جانبه باشد اقدام به ساخت راه آهن سراسري هندوستان و اتصال به ايران و همچنين ساخت چندين فرودگاه از جمله فرودگاهاي در مناطقي همچون گوارد ،پنجگور،پسني،ميرجاوه و چابهار و بنادري همچون بندر كراچي و بندر گوادر و پسابندر نمود.و طبق اسناد منتشر شده از اين كمپاني آنها سعي داشتند با اتصال راه آهن زاهدان به راه آهن داخلي ايران و همچنين ساخت بندري بزرگ در چابهار و همچني فرودگاهي در دزك(سراوان فعلي) و تكميل شبكه ريلي از گوادر تا پنجگور و دزك (سراوان) و اتصال به شبكه راه آهن داخلي ايران نقش خود را در ايجاد توسعه در اين مناطق افزايش دهند.گرچه كمپاني هند شرقي سالهاست تعطيل و بلوچستان به دو قسمت ميان ايران و پاكستان تقسيم شده و از همه مهمتر كشوري به نام پاكستان تشكيل شد. اما به نظر بنده ساختهاي كنوني به نام توسعه محور شرق شباهت فراوني به نقشه ها و طرحهاي آن شركت دارد.
ما قصد نداريم فقط به صرف اين حركت كمپاني هند شرقي را يك حركت جاهطلبانه براي انتقال سريع نيروهاي نظامي انگلستان و يا گاهاً چپاول اين مناطق بدانيم زيرا در هر صورت با ايجاد اين چنين سيستم حمل نقل گسترده اي وضعيت بلوچستان بهتر از وضعيت كنوني ميبود.
اما با اين حال توسعه محور شرق Development axis east نيز ميتواند گامي مهم در عرصه توسعه اقتصادي و اجتماعي مناطق مختلف باشد.توسعه بندر چابهار به عنوان تنها بندرگاه اقيانوسي ايران و تكميل راه آهن زاهدان - بم و اتصال به راه آهن سراسري ايران كه اتصال راه آهن جنوب شرق آسيا به راه آهن اروپا ميباشد. و همچنين ساخت راه آهن چابهار به زاهدان و زاهدان به مرز ميلك همچنين ساخت فرودگاه سراوان به عنوان يك فرودگاه عملياتي و ترانزيتي كه متاسفانه با گذشت چندين ساله از ساخت اين فرودگاه به علت سهل انگاري بيش از حد در نظارت بر روي ساخت اين فرودگاه، سبب شده است تا اين فرودگاه هم اكنون داراي اشكالات فني فراواني باشد، همچنين ايجاد جاده ترانزيتي و را آهن چابهار، زاهدان و ميلك كه نكته مبهم در اين ميان اين است كه چرا سعي دارند فقط چابهار را براي توسعه ميلك مهيا نمايند؟
پروژه توسعه محور شرق داراي اشكالات فراواني ميباشد كه در اين بخش سعي مينمايم به گوشه اي از اين اشكالات نظري اجمالي براي دانستن شما سروران گرامي داشته باشيم و نكته مهم اينكه هدف ما ناديده گرفتن و كم اهميت جلوه دادن ساخت اين پروژه بزرگ نيست كه ساخت اين پروژه ميتواند ايجاد كننده و بوجود آورنده رشد اقتصادي خوبي براي منطقه بلوچستان باشد.
1- ناديده گرفتن شهرهاي همچون ايرانشهر و سراوان
ايرانشهر داراي كوتاهترين مسير به مركزيت استانهاي همچون كرمان و هرمزگان و مناطق داخلي ايران ميباشد. اگر اقداماتي براي ساخت و بست راه آهن بلوچستان و كرمان ميشد بهتر بود از مسير ايرانشهر به بم اقدام ميشد تا ضمن حذف هزينه هاي اضافي و ايجاد كوتاه ترين مسير از موقعيت ايرانشهر به عنوان بزرگترين شهر و مركز صنعتي بلوچستان بهترين و بيشترين استفاده را ميشد. همچنين با ايجاد اين راه آهن و ادامه مسير آن به سراوان و پنجگور يك كريدور جديد در عرصه حمل نقل داخلي و بين الملي ايران نيز بوجود مي آمد.طبق آمارهاي موجود خروجي و ورودي صادرات و واردات قانوني و غير قانوني (قاچاق كالا) از مرز كوهك در سراوان چندين برابر مرز مير جاوه در زاهدان و همچنين مرز ميلك در زابل ميباشد.مهمترين هدف در ايجاد و توسعه محور شرق استفاده از داشته هاي قبلي و افزايش توان بازدهي اقتصادي براي رونق هر چه بيشتر اقتصادي ميباشد.
ممكن است اين نكته ظريف در ذهن شما ايجاد شود كه هدف از راه آهن چابهار زاهدان و ميلك مرزهاي كشورهاي آسياي ميانه باشد كه بايد بگويم به هيچ وجه اينگونه نخواهد بود .اين راه آهن در ميلك به انتهاي خود خواهد رسيد و تا زماني كه كشور افغانستان قدرت و توانايي خود را را باز يابد كه ممكن است به طرف شهرهاي داخلي آن كشور ادامه پيدا كند.
اما با توجه به نقشه هاي قبلي خط لوله انتقال گاز ايران به پاكستان و هندوستان (خط لوله صلح Pipeline peace)كه در آن كوتاه ترين مسير به مرز هندوستان تعريف شده بود. شهرهاي ايرانشهر و سپس سراوان و مرز كوهك به عنوان مسير اصلي انتقال گاز ايران به پاكستان و هندوستان مشخص شده بودند.
راه آهن و سيستم حمل و نقل ريلي ميتواند بهترين مولفه در تعريف فرمهاي حمل نقل در بلوچستان باشد.جادهاي شوسه در بلوچستان با توجه به وضعيت خواص اقليمي در بلوچستان بعد از گذشت مدت كوتاهي از ساخت دچار اشكالات فني متعددي ميشوند كه باعث بروز حوادث جبران ناپذري خواهند شد.
در تابستان و در گرماي بين 35 تا 45 درجه بلوچستان آسفالت جاده به دليل گرما و همچنين به دليل عدم رعايت اصول فني مناسب در ساخت و تهيه آن، از هم باز شده و سبب ايجاد شكاف زير بستري و خالي شدن ميانه داخلي آسفالت ميگردد و در زمستان و وجود گاها شبهاي سرد باعث ايجاد شكاف در لايه بالايي يا به قولي ترك خوردن آسفالت خواهد شد. و يا وجود بارانهاي سيل آسا كه موجب تخريب پلها و گذرهاي كنار رودخانه ميشوند همانند جاده ايرانشهر به سرباز و چابهار و همچنين پل جكيگور كه تا كنون به دليل تخريبهاي مكرر توسط آب رودخانه معرفيت بيش از حدي كسب نموده است.
اين مطلب ادامه خواهد داشت...
یک عکس و یک نظر
نظر شما در مورد این عکس چیست؟

عکسهای از روستای تخریب شده احمد اباد
جهت مشاهده عکسها در سایز کامل بر روی آنها کلیک نمایید.
چرا احمد اباد تخریب شده است؟
تخریب یک روستا در بلوچستان
به :
·حزب مردم بلوچستان
·بلوچستان راجی زرمبش
·نهاد ریاست جمهوری ایران
·استانداری سیتان و بلوچستان
·به ادارات کل ذیربط در تخریب روستای احمد آباد:
·بنیاد مسکن، سازمان مسکن و شهرسازی،شرکتهای آب و برق و مخابرات
·دیده بان حقوق بشر بلوچستان
·رادیو بلوچی
·آژانس خبری تفتان
·سایتها و وبلاگهای بلوچ و بلوچستان
·جناب غلامرضا حسین بر
·و تمامی نهادها و افراد مدافع حقوق بلوچ
روستای احمد اباد واقع در شهر سراوان ،یعنی واقع شده در محدوده شهری شهر سراوان میباشد این روستا در کنار سه راهی شهر سراوان ، دزک ، غفور آباد قرار دارد. و از حدود 50 سال پیش دارای سکنه و ساخت و سازهای زندگی بوده است.
متاسفانه چندی پیش نهادهای همچون بنیاد مسکن ، شهرداری ،نیروی انتظامی و منابع طبیعی و فرمانداری سراوان با یورش به این روستا اقدام به تخریب منازل مردم این روستا بدون هیچ دلیل قانونی و منطقی نمودند.
این در حالی است که طبق مصووبات شورای عالی شهرسازی ایران تنها مکانهای تخریبی در شهر و در حاشیه شهر فقط مکانهای همچون :ذاقه نشینان،متصرفین غیر قانونی اراضی دولتی و ملی،ساخت و سازهای غیر متعارف با موازین شهری و یا در حریم خیابانها و بزرگراه های شهری میباشد.
اما این نکته بسیار تعجب بر انگیز است طبق بررسی موسسه نگاران این روستا نه تنها یک روستای ذاقه نشین نیست بلکه هیچکدام از مشکلات مورد اشاره دیگر را هم ندارد. اما با این حال فرمانداری سراوان اعلام نموده که تنها دلیل تخریب این روستان تصرف زمینها میباشد و این باز نکته قابل توجه دیگری است که زمینهای این روستا متعلق به هیچ نهاد و سازمانی نبوده و نمیباشند.
در ثانی چنانچه زمینهای مورد اشاره این روستا داری مشکل بوده اند لازم بود همانگونه که در باقی زمینهای اطراف که متعلق به نهادهای دولتی میباشند جهت مشخص نمودن، اقدام به تعین حدود و نصب تابلوی اخطار در محل برای جلوگیری از تحدید حدودهای بعدی مینمودید ، و یک نکته دیگر اینکه این روستا از 50 سال پیش دارای سکنه بوده است.
در سنوات گذشته ادارت آب و برق و مخابرات اقدام به واگذاری انشعابات گسترده آب و برق تلفن در این روستا نموده اند و اگر این روستا داری مشکل و مورد خواصی بوده مطمعناً نهادهای فوق الذکر قبل از ارائه خدمات اقدام به تهیه استعلامات مربوطه مبنی بر واجد شرایط بودن مکان برای ارائه خدمات را می نمودند.
همچنین در این روستا محل سکنی تعدادی از اقشار کم در آمد هم میباشد که توان خرید زمین در شهر را نداشته و اقدام به تهیه زمین و مسکن در این روستا نموده اند، اما با کمال تاسف با تمامی موارد فوق این روستا تخریب شده است.
کاش مسولین محترم آن لحظه به کودکان معصومی نگاه میکردند که هراسان و با چشمانی پر اشک نظاره گر لودری بودند که همسان دیوی خشمگین و افسار گسیخته در حال تخریب و یغما یک عمر زحمت پدرانشان میباشد. صدای زجه زنانی توجه میکردید که ناله و نفرینهای نداری خود را به سوی تان روانه میکردند. آیا حمایت از حقوق مظلومین این است و آیا حمایت از تداوم حیات شکوهمند بشری این است. به خدا قسم آن روز آنجا فلسطین نبوده بلکه گوشه ای از خاک ایران و گوشه ای از سرزمین مادری همه مردم ایران بوده است.
روستا احمد آباد که از آن باید به عنوان یک محله در شهر سراوان نام برد نمونه ای بارزی از بی نظمی و همچنین نمونه بارزی در ساختار شکنی و ساختارهای نامتعادل و شکسته توسعه و توسعه شهری در ایران دانست.
متاسفانه این اولین تخریب روستاهای مسکونی در بلوچستان نیست اما امیدواریم آخرین باشد.
در تعاریف و توسعه آمده است دولت و نهادهای اجتماعی وابسته به دولت در هر کشور مسولیت اسکان و تهیه مسکن مورد نیاز افراد آن کشور را دارندوتاکید شده و حتی المقدور سعی شود در تهیه نقشه های شهری از کمترین تخریب و بهترین استفاده از محیط شهری استفاده کرد.اما متاسفانه تنها اقلامی که در اینجا کارای ندارند قوانین ملی و بین المللی میباشند.
هرگز و در هیچ جای قوانین موجود بر این نکته تاکید نشده است که یک منطقه به دلیل نداشتن هیچگونه ممنونعیت و معذوریت قانونی تخریب شود اما روستای مورد اشاره تخریب و ساکنان این روستا هم اکنون بر روی بقایایی خانه های مسکونی تخریب شده خود ساکن میباشد.
و شایسته است کسانی که اقدام به تخریب منازل مسکونی مردم نموده اند نسبت به تهیه سکونتگاه دائمی برای این افراد مینمودند زیرا این افراد ایرانی و ساکن ایران میباشند.
همچنین ما از تمامی سازمانها و نهادهای که اسم آنها در اول همین نامه ذکر شده است درخواست مینماییم نسبت به پیگیری و دفاع از حقوق از دست رفته این مردم اقدام نمایند تا خدای ناکرده عواقب بعدی بوجود نیاید.
همچنین مسولین تخریبگر قبل از اجرای دستورات ناتوان خود بایستی به مشکلات و عواقب که ممکن است بعداً بوجود آید مقداری تامل و تفکر مینمودند.
کودکانی که اینچنین صحنه دهشتناکی را در سرزمین خود شاهد و ناظر میباشد فردا چگونه تعریفی از سرزمین خود خواهند داشت.
همچنین به نهاد ریاست جمهوری ایران و استانداری استان سیتان و بلوچستان اعلام مینمایم:همانگونه که تخریب این روستا بدون بررسیهای کارشناسانه و از روی افکار لحظه ای و مقطعی صورت گرفته شده است.
اما با لحاظ درایت خود اقدام به دلجویی و ساخت و تعمیر مسکن این مردم نموده تا شعار واقعیتان یعنی حمایت از مظلومین نمود واقعی خود را دریابد.همچنین آزادی هرچه سریعترکسانی که در برابر مسولین تخریبگر در روز تخریب روستا ایستادگی نموده و توسط نیروهای انتظامی دستگیر شده اند.
در پایان از تمامی نهادها و سازمانهای مدافع حقوق بلوچ عاجلانه درخواست مینمایم نسبت به پیگیری موارد تخریب منازل مسکونی در بلوچستان اقدام نموده تا حداقل شاهد تخریب منازل و آوراگی مردم نباشیم.
با تقدیم احترام
ورنا بلوچ
موسسه نگاران
توسعه بلوچستان
دوستان گرامي جناب آقاي ارين و سركار خانم هما
از حسن دوستي شما و از اينكه به مطالب و نوشته هاي وبلاگي نگاران عنايت داشته و آنها را پيگيري مينماييد بسيار متشكر و ممنونم.
سروران گرامي آنچه مهم و ضروري در گفتن بود را خود شما گفتيد :شعار
بنده هم با سخن شما موافقم مدتي است بعد از فيلتر شدن وبلاگ قبلي نگاران ما فعاليتهاي وبلاگي خود را تعطيل و در اين مقطع زماني استارت مجدد كار خود را براي اطلاع رساني در خصوص توسعه بلوچستان آغاز نموده ايم.
دوستان گرامي از اينكه شما صاحب قلم و انديشمنداني توانا هستيد بنده هيچ شك و ترديدي ندارم و خود ميدانيد در راه برزگي همچون توسعه فقط يك ورنا بلوچ گام برنداشته است شما هم در اين توسعه سهيم هستيد يا آفرينندگان قسمتي از اين توسعه توانا.
دوستان انتقاد تنها راه سازنده براي بر طرف نمودن و يا حال و يا راه اندازي يك امر نيست بلكه تلاش جمعي را در اين مورد ميخواهد.گرچه ما هميشه از انتقادهاي شما دوستان استقبال نموده و سعي مينمايم نسبت به رفع كمبودها و كاستيهاي موجود در كارمان اقدام نماييم.
بنده و دوستانم از مقالات و نوشته هاي ارزشمندتان در خصوص توسعه بلوچستان در تمامي ابعاد صميمانه استقبال مينماييم و ياداشتهاي شما را بدون كاستي در مطلب به چاپ خواهيم رساند تا بيش از 2000 بازديد كننده روزانه ما اقدام به مطالعه مطالب ارزنده شما نمايند.
بديهي است اعلام كنم ما و دوستان خوبم در موسسه نگاران به صورت فشرده در حال تهيه طرحي به نام توسعه زيربنايي و علمي بلوچستان بر تعاريف توسعه پايدار و توسعه منابع انساني ميباشيم كه به محض پايان يافتن اين طرح قسمتهاي از اين طرح را براي مطالعه شما دوستان ارجمندمان در اين وبگاه به چاپ خواهيم رسانيد.
و در پايان بار ديگر ضمن تشكر از ابراز صميميت شما دوستان گرامي آمادگي كامل خود را براي دريافت و چاپ نوشته هاي ارزشمندتان اعلام مينماييم.
با تجديد احترام
ورنا بلوچ
مدير موسسه نگاران
چند عکس زیبا از بلوچستان
چند عکس زیبا از بلوچستانجهت دیدن عکسها در سایز کامل بر روی آنها کلیک کنید.
رواداری و ترحم
رواداری و ترحم
ایران کشور اقلیتهاست. اقلیتهای قومی، زبانی، فرهنگی و دینی. در چنین کشوری همزیستی بدون رواداری ممکن نیست. رواداری در ما توان پذیرش دیگری و توان درک تفاوتها را افزایش میدهد. اما رواداری به تنهایی نمیتواند به تبعیضها خاتمه دهد. رواداری مرهمی بر درد دیگری نیست، تقویت پایههای تفکری دموکراتیک و انسانی در خود ماست. این خوب است که من بر بنیاد رواداری میتوانم نگاهی انسانی به جامعه داشته و به تفکر خود سمت و سویی دموکراتیک بدهم. اما موضوع بر سر درد آن دیگری است و نه رشد فکری من.
به سخن دیگر: رواداری پذیرش این نکته است که کسی میتواند باوری داشته باشد متفاوت از باور من. رواداری پذیرش این نکته است که کسی میتواند زبانی داشته باشد، که زبان مادری من نیست. رواداری پذیرش این نکته است که کسی میتواند از دامن قومی برخاسته باشد که قوم من نیست. اما این پذیرش از حجم تبعیض نمیکاهد. اعتراف به آن است.
باید پذیرفت که مرز بین رواداری و ترحم بسیار کم رنگ است. هرگاه از حصار اندیشه رواداری فراتر نرویم، این خطر ما را تهدید میکند که به دام ترحم بیافتیم. ترحم پایان آن لحظهای است که نگاهمان، هنوز نگاهی انسانی به جامعه بود. ترحم فراخوانی به عمل نیست و به تلاش برای تغییر و دگر ساختن. ترحم مرهم نهادن بر درد سطحی و زودگذری است که دیدن تبعیض در ما ایجاد کرده است.
من از کم رنگ بودن مرز بین رواداری و ترحم سخن گفتم. حال آنکه یوهان ولفگانگ گوته، شاعر و فیلسوف آلمانی گامی فراتر رفته و رواداری را توهین به انسانها میداند. گوته مینویسد رواداری، راه حل نیست. یک منش اخلاقی گذرا و زودگذر است. چیزی است که باید از آن فراتر رفت. گوته آزاد اندیشدان را فرامیخواند با گذر از رواداری به پذیرش حقوق دیگران روی آورند و میافزاید: "تحمل آوردن دیگری، توهین به اوست."
اقلیتهای ساکن ایران محتاج ترحم و دلسوزی نیستند. نیازمند همدلی و همیاری کسانی هستند که قلبشان برای ایرانی واحد میتپد. درک و پذیرش حق دیگری، از حق من هیچ نمیکاهد، به کار من و به کارنامه من حقانیت میبخشد.
دکتر جمشید فاروقی
تغير نام يا تغيير كاربري
تغير نام يا تغيير كاربري
صبح امروز خبري در استان سيتان و بلوچستان پيچيد.
آقاي نكونام رئيس دادگستري استان در سكوت مطلق و فقط در يك گزيده خبري كوتاه از رياست دادگستري استان كنار رفته و جاي خود را در مجلس باز نمود.
نكونام كه مدتها بر اريكه دادگستري استان تكيه زده بود كه در اين مدت عده زيادي از مردم اين استان اعم از شيعه و سني از فعاليت وي به شدت گله مند بودند.جاي خود را به آخوند ديگري داد با اين حال هنوز هم مشخص نيست اين عنوان فقط يك تغيير نام ساده خواهد بود يا يك تغيير كاربري.
مرز يك فرصت يا يك معضل
مرز يك فرصت يا يك معضل
دولت ايران قصد دارد مرز ميان ايران و كشور پاكستان را از محل تلاقي مرز سه كشور ايران افغانستان و پاكستان (ملك سياه كوه) تا خيلج گوادر(خليج گواتر) را با ديواري بتني به ارتفاع دو متر و طولي معادل مرز موجود ميان دو كشور كه بيش از 750 كيلو متر و عرض يك متر مسدود نمايد!!!!!!
طبق اخبار رسيده به دست ما هئت دولت به پيشنهاد استانداري سيتان و بلوچستان و ستاد مبارزه با مواد مخدر رياست جمهوري قصد انجام عجيب ترين كار در تمام جهان را دارد.(ساخت دومين ديوار چين موسوم به ديوار ايران)
در تاريخ آمده است كه امپراتور وقت چين با توجه به موقعيت و حمله مهاجمان به كشور چين عزم ايجاد ديورا چين را نمود كه اين كار در آن زمان به توجه به وضعيت چين باعث سرشكن شدن هزينه هاي گزاف و روزها وقت و فعاليت هزاران نفر از مردم چين و همچنين تلف شدن بسياري از اهالي كنار مرز شد.
بعد از ناكامي در حفر گودال عظيم مرزي ميان دو كشور ايران و پاكستان اين بار تحولي جديد در نظر دولت مردان ايراني پديدار گشته است كه اين مورد را ميتوان از موارد نادر در مديريتهاي كلان يك كشور و همچنين به عنوان نقطه عطفي ديگر و تحولي جديد در نظام متحوليت دولت دانست ايجاد ديوار بتني.
براي هر كشوري كه انديشه خود را پيشرفت و توسعه ميداند مرز به عنوان موردي مهم در ايجاد توسعه و همچنين سطح روابط فوق ديپلماتيك خود ميداند.
امروزه مرزها به عنوان يك فرصت استثنايي مورد توجه قرارد گرفته اند، ترانزيت ايجاد نقاط هدف گردشگري و ورود توريسم از راه زميني و ايجاد اقتصاد پويا در حاشيه مرز كه نقاط داخلي را نيز به صورت وسع در بر ميگرد.اين موارد فقط چند مورد كوتاه و عمده از هزاران مورد مهم در فعاليت مرزها ميباشند.
اگر در يك كشور مرز به عنوان يك تهديد مطرح شود سعي بر آن ميشود تا با همكاري كشور همجوار و نيروهاي بين المللي اقدام به رفع تهيد مرز نمود با اين حال مرز ميان بلوچستان و كشور پاكستان طبق نظريه سازمانهاي جهاني اقتصادي دنيا از ريسك خطر پذيري كمتري نسبت به ديگر نواحي ايران برخوردار ميباشد.
مبادلات مرزي ميان ايران و پاكستان از محل اين مرز البته به صورت رسمي به چيزي بيش از 5 ميليارد دلار در سال ميرسد و حال اگر تجارت غير رسمي را به آن بيفزاييم به رقمي معدل چندين برابر آن خواهيم رسيد.
كشفيات نيروي انتظامي ايران در استان سيستان و بلوچستان به طبع با توجه به آمارهاي منتشر شده كمتر از كشفيات مواد مخدر در استان خراسان ميباشد، با توجه به اين موضوع كه استان خراسان بيشترين مرز مشترك ميان ايران و افغانستان را به خود اختصاص داده است و افغانستان هم محل توليد بيشترين مواد مخدر در جهان ميباشد.
پس چگونه ميتوان باور نمود كه مرز ميان بلوچستان داري خطر پذيري بيشتري از لحاظ ورود مواد مخدر و ترانزيت آن به كشورهاي اروپايي ميباشد.
در مرز ميان ايران و پاكستان هزاران روستا قرار دارد كه با توجه به كمبود شديد آب در اين مناطق بيشتر اهالي از طريق انجام امورات مبادلات مرزي اقدام به ارتزاق مينمايند، صادرات هزران كلا به كشور پاكستان را توسط اين مردم نبايد فراموش كرد، كه با انجام اين عمل چرخه اقتصادي هزاران كارخانه در ايران دچار مشكلي عمده خواهد شد، و نيروي كاري عظيمي كه در حال فعاليت ميباشند و با اجراي اين طرح(ايجاد ديوار بتني)نه تنها مردم حاشيه مرز دچار سردرگمي و درگير شدن در فقر را بهتر به چشم خواهند ديد بلكه فشارهاي اقتصادي فراوانتري به چرخه اقتصادي درون مملكت وارد خواهد شد،كه اين مورد جدا از مقوله كلاف به همر ريخته و سر در گم امنيت مرزي ميباشد.
ما بارها گفته بوديم امنيت يك فرايند مردمي ميباشد و تا كنون در هيچ كجا و هيچ عنواني ذكر نشده است كه امنيت بر پايه نيروي نظامي و نيروي جبريه و قهريه ايجاد و تثبيت شده است،با يك حساب ساده سر انگشتي درخواهيم يافت اگر جلوي رودخانه اي را كه از روي آبشاري ميرزيد در محل ريزش آبشار بگيريم فوراً سد مورد نظر نابود خواهد شد. زماني كه مردم دريابند كه راه تهيه ازاق آنها مسدود شده است اقدام به جستجوي راهي ديگر خواهند نمود كه براي پيدا كردن راه آن هم براي انساني كه فرزندانش گرسنه ميباشند با تفكر مقداري سخت و دشوار خواهد بود، و حال آنكه ميدانيم عمده ترين مورد نا امني هم مربوط به مسله فقر اقتصادي ميباشد.
در زماني كه گودال عظيمي ميان مرز ايران و پاكستان حفر شد اعلام نمودن كه سازان جهاني مبارزه با توليد و عرضه مواد مخدر دستور به حفر اين گوادل داده و هزينه هاي اجراي آن هم توسط كشورهاي اروپايي و سازمان ملل متحد تامين شده است كه متاسفانه معلوم شد كه اين مورد هم از محل اعتبارات دولت يا بهتر بگوييم از شكم مردم و رزق آنها تامين شده بوده است.
و تاسف بر انگيز تر كه حفر اين گودال با اشتباهات و صرف هزينهاي گزاف هم راه بجايي نبرد زيرا در نواحي مردم اقدام به پر نمودن و ايجاد گذر از روي اين گودال نمودن و در سيل سالهاي گذشته نيز قسمتهاي زيادي از اين گودال نيز خود به خود توسط عوامل طبيعي تخريب شد.
در همان زمان هزينه حفر اين گودال كه از محل ملك سياه كوه تا خليج گوادر مبلغي بالغ بر 100 ميليارد تومان اعلام شد. كه با اين مبلغ ميتوانستند چندين كارگاه ، كارخانه و همچنين تحول در نظام اشتغال پويا كه به دنبال آن ايجاد اقتصاد توانا و دگرگوني در ريز نظامهاي اجتماعي از جمله رفاه اجتماعي توزان اجتماع و اقتصاد موجود و امنيت و نظام تامين اجتماعي را ميتوان به اختصار نام برد.
پس با توجه به پاراگراف مربوط به هزينه هاي اجرايي گودال ايجاد شده مسدود كردن مرز در سالهاي گذشته و افزودن تورم چندين ده درصدي به آن به نكته ها و مبالغ جالبتري ميتوان دست يافت:
براي ساخت هر متر مربع از اين ديوار بتني با توجه به طول و عرض و حجم يكسان مبلغي حدود 500 هزار تومان لازم است (تهيه مصالحي همچون سيمان،ميگرد،ماسه،و هزينه هاي كارگري و مهندسيو...) و براي ساخت هر كيلومتر مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۱تومان و براي ساخت حدود 750 كيلومتر ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۷۵۰ تومان هزينه لازم است مبلغي معادل ۳۳۴/۳۳۳/۸۳۴دلار،كه به راحتي ميتوان با اين مبلغ كل استان سيتان و بلوچستان را در طول چند سال اجراي طرح ساخت اين ديوار متحول و دگرگون ساخت.
حال ما قضاوت را بر عهده شما ميگذاريم چگون هميتوان توسعه را ايجاد نمود:
با مسدود كردن و ديوار ساخت ميان دو كشور
يا با صرف هزينه اجراي اين طرح براي ايجاد و تحول در ساختارهاي اقتصادي و اشتغالي همان منطقه مرزي.
اگر از نقطه نظرات مختلف به بررسي اين موضوع بپردازيم كه آيا با ساخت يك حريم نامتعادل و بدون ثبات لازم كه در آينده اين ديوار تخريب نشود ميتوان امنيت را برقرار نمود،آيا با انجام اين حركت ميتوان اقدام به جلوگيري از ورود مواد مخدر و كنترل ترانزيت آن به كشورهاي ديگر نمود آيا منفعت اقتصادي و برد حقيقي بهره وريهاي اين عمل به صورت دقيق و منظم بررسي شده است و آيا به سود مملك و ملت ميباشد يا خير، آيا عرف نوين بين المللي و همچنين مردم ساكن اين مرز تمايل به داشتن همچنين ديواري دارند. و هزاران سخن ديگر.
با تقديم احترام
ورنا بلوچ
مدير موسسه نگاران ارگان فعال در توسعه بلوچستان
کلمه نجات
شعري از ارنستو چگوارا

کلمه نجات
می توانستم شاعری باشم
ولگردِ قمارخانه های بوينس آيرس
مَحفِل نشينِ خواب و زن و امضاء وُ
اعتياد.
نوحه سرايِ گذشته های مُرده
گذشته های دور
گذشته های گيج.
اما تا کی... ؟
از امروز گفتن وُ
برای مردم سرودن
دشوار است،
و ما می خواهيم
از امروز و از اندوهِ آدمی بگوييم
و غفلتی عظيم
که آزادی را از شما ربوده است.
می توانستم شاعری باشم
بی درد، پُرافاده، خودپسند،
پرده بردارِ پتيارگانی
که بر ستمديدگانِ ترس خورده
حکومت می کنند.
می دانم!
گلوله را با کلمه می نويسند،
اما وقتی که از کلمات
شَقی ترين گلوله ها را می سازند،
چاره چريکی چون من چيست؟
کلمات
راهگشایِ آگاهیِ آدمی ست
و ما نيز
سرانجام
بر سر ِ معنایِ زندگی متحد خواهيم شد:
کلمه، کلمه نجات!
مردم
ترانه ای از اين دست می طلبند.
پیر محمد ملازهی
در این پست مقاله و نوشته ای از آقای پیر محمد ملازهی را قرار داده ایم وی از کارشناسان شبه قاره هند و افغانستان در تلویزیون ایران است.
تحولات سیاسی – ایدئولوژیک در بلوچستان
پیرمحمد ملازهی
2- منابع تأثیر گذار بر تحولات سیاسی – ایدئولوژیک
روشن است که قصد ما از یادآوری چگونگی تجزیه بخش هایی از سیستان و بلوچستان و واگذاری آن به هندوستان آن روز و افغانستان صرفا یادگیری تاریخی آن واقعه نیست ، بلکه هدف روشن ساختن تأثیرات پایدار تر آن حوادث و تحولات در نحوه تجزیه منطقه سیستان و قوم بلوچ است که تا امروز در قالب چالش های گوناگونی باقی مانده است . چالش هایی که در پرتو نگاهی به گذشته می توان شرایط کنونی را با سهولت بیشتری تحلیل کرد. ما دراین مقاله تمرکز خود را بر روی چالش های سیاسی-ایدئولوژیک در میان بلوچ ها می گذاریم . زیرا به نظر می رسد که آسیب پذیری دراین بخش بیشتر از سایر بخش ها است . علاوه بر این تجزیه سیستان و بلوچستان باعث شده است که قوم بلوچ و سیستان بین سه کشور ایران، پاکستان و افغانستان تقسیم شوند و این خود منابع تأثیرگذار قدرت در چالش های سیاسی-ایدئولوژیک را متعدد کرده است . از این رو در شرایط کنونی چالش های اصلی در منطقه شرق کشور را به شرح زیر می توان دسته بندی کرد :
الف) چالش ایدئولوژی اسلامی در دو قالب :
اسلام طالبانی
انقلاب اسلامی
ب) ناسیونالیزم بلوچ در دو قالب :
1. ناسیونالیزم چپ
2. ناسیونالیزم راست
ج) نیروهای تأثیر گذار :
بر مبنای همین تقسیم بندی ، منابع تأثیر گذار قدرت در منطقه سیستان و بلوچستان در شکل کنونی اش بدین نحو خلاصه می شوند:
قندهار – اسلام طالبانی
تهران – اسلام آباد – انقلاب اسلامی – مرکزیت قدرت
کویته – ناسیونالیزم بلوچ
د)نیروهای تأثیر پذیر :
نیروهای موجود که از منابع متعدد قدرت تأثیرپذیرند ، هر چند از تنوع نسبی برخوردارند، ما با اندکی تسامح آنها را می توان در دو بخش خلاصه کرد :
مدارس دینی ç مولوی ها
مدارس رسمی ç تحصیل کردگان مدارس رسمی و دانشگاهی
نگاهی گذرا به شرایط سیاسی – ایدئولوژیک در سیستان و بلوچستان حکایت از آن دارد که چالش های واقعی – اما نه در سطح و قابل رؤیت ، بلکه در عمق و در خفا- درحال تشدید است . در این میان ، بنا به دلایلی که تشریح خواهد شد ، منابع قدرت تأثیرگذار در خارج از حیطه قدرت اسلامی فعال تر به نظر می رسند و همین جنبه از موضوع است که هوشیاری ویژه ای را طلب می کند. برای درک عمیق تر موضوع بهتر است ان را در بستر تاریخی به صورت تفکیکی بررسی کنیم . چالش ایدئولوژیک بعد از قدرت گرفتن طالبان در قندهار از سال 1994 میلادی شدت بیشتری گرفته و به نظر می رسد که به تدریج منطقه سیستان و بلوچستان را تحت تأثیر خود قرار دهد . در عین حال به نحو آشکاری اندیشه طالبانی در چالش با انقلاب اسلامی قرار گرفته و در کویته مرکز ایالت بلوچستان پاکستان ناسیونالیزم بلوچ را نیز به مبارزه کشانده است. بنابراین به جا است که از هیمن نقطه بحث را آغاز کنیم. اما قبل از آن ، یادآوری این مطلب ضروری است که پیروزی انقلاب اسلامی در ایران اشکارا باعث تقویت گرایش اسلامی در کل منطقه شد . این تأثیرگذاری در بلوچستان پاکستان و کویته در قالب شسکت ناسیونالیست های چپ بلوچ و تقویت روحانیون اهل سنت بلوچ تجلی یافت. هم چنان که انقلاب اسلامی در اوج گیری مقاومت اسلامی افغانستان علیه اشغان این کشور به وسیله شوروی سابق و در نهایت پیروزی نا تمام جهاد در افغانستان تأثیر تعیین کننده ای به جای گذاشت.
اهمیت این موضوع از آن است که میزان این تأثیر گذاری ثابت باقی نماند و تحت تأثیر واقعیت های متفاوتی از شدت و ضعف برخوردار شد. هرچند در این واقعیت که پیروزی انقلاب اسلامی در تضعیف ناسیونالیزم چپ بلوچ مؤثر واقع شد ، جای هیچ گونه تردیدی وجود ندارد . اما در عین حال غیر قابل تردید است. به ویژه آنکه مرکز توسه و رشد ناسیونالیزم بلوچ کویته پاکستان و به صورت مشخص تر دانشگاه کویته است و چالش ایدئولوژی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی و ناسیونالیزم چپ نمود عینی خود را در نیروهای دو طرف ، یعنی دانشگاهیان و روحانیون اهل سنت یا مولوی ها ، نشان داده است. پیامد همین چالش در سیستان و بلچستان به صورت ضعیف تری انعکاس یافته ، هر چند به دلایل گوناگونی هنوز امکان بروز به دست نیاورده است، اما به صورت پنهانی هم چنان در جریان است. در هر حال گرایش اسلامی را به عنوان یک قدرت تأثیر گذار در چالش ایدئولوژیک بلوچستان در روند انقلاب اسلامی و اسلام طالبانی باید مهم ارزیابی کرد ، چرا که در بلندمدت در شرایط سیاسی و اجتماعی منطقه تأثیرات پایدارتری خواهد داشت .
انقلاب اسلامی
پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی در ایران در سال 1357 ه.ش باعث جابجایی قابل توجه نیروها و انتقال قدرت در سیستان وبلوچستان شد . همچنان که در سایر استانها تأثیرات مشابهی به جای گذاشت .تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی اعمال حاکمیت سیاسی در سیستان و بلوچستان از طریق خوانین و سردارها اعمال می گردید . این شیوه اعمال حاکمیت سابقه ای تاریخی دارد که در این جا مجال توضیح آن نیست . کافی است یادآوری شود که از زمان انقلاب مشروطیت و شکل گیری مجلس شورای ملی سابق که دوست محمد خان بارکزایی حاکم وقت در منطقه ، فردی به نام رضا علی دیوان بیگی فرستاده دولت مرکزی را با این بهانه که مردم بی سوادند و از مجلس چیزی نمی دانند به عنوان نماینده مجلس معرفی کرد. تا آخرین دوره مجلس شورای ملی ، تمامی نمایندگان استان سیستان و بلوچستان یا غیر بومی بوده و یا از طبقه خوانین و سردارها بوده اند. حتی یک مورد استثناء وجود ندارد .
پیروزی انقلاب اسلامی این روند را دگرگون ساخت. در دوره اول مجلس شورای اسلامی در سطح استان تنها یک نفر از طبقه خوانین از شهرستان خاش موفق شد به مجلس شورای اسلامی راه بیابد که آن هم اعتبار نامه اش تصویب نشد .
نمایندگان شهرهای ایرانشهر ، سراوان و خاش از طبقه روحانیون اهل سنت و نماینده شیعه زابل روحانی و بقیه از تحصیل کردگان مدارس رسمی بودند. به این ترتیب مشاهده می شود که جابجایی نیروی فعال سیاسی در سیستان و بلوچستان به سود طبقه روحانی و حذف سردارها بوده است . هرچند که در دوره های بعدی مجلس شورای اسلامی روحانیون جای خود را به تحصیل کردگان دانشگاهی و مدارس رسمی دادند، که این خود ناشی از شکافی است که در سطح محلی بین تحصیل کردگان مدارس رسمی و مدارس دینی از یک طرف و بین روحانیون اهل سنت و روحانیت رسمی در مرکز از طرف دیگر شکل گرفته است. ترکیب نمایندگان استان دوره جدید مجلس شورای اسلامی نشان میدهد که روحانیت اهل سنت به طور کلی عقب نشینی کرده و این ترکیب به سود نیروی تحصیل کرده مدارس رسمی و دانشگاهی است.
هرچند اهمیت این موضوع و پی آمدهای بلند مدت تر آن هنوز به درستی شناخته نشده است ولی بدون تردید در چالش های پنهانی سیاسی-ایدئولوژیک موجود در منطقه نقش تعیین کننده ای ایفا خواهد کرد به طوری که می توان گفت نوعی تقسیم بندی سیاسی-ایدئولوژیک در منطقه در حال شکل گیری است که اگر به درستی ارزیابی نگردد و راه حل های معقولی برای آنها اندیشیده نشود ، به زیان منافع ملی عمل خواهد کرد. دلایل واقعی آن هر چه باشد ، شک نیست که این روند در تضعیف گرایش انقلاب اسلامی در منطقه فراتر از مرزهای سیاسی و نفوذ اندیشه طالبانی در کل منطقه مؤثر خواهد بود. اگر بپذیریم که کویته مرکز ایالت بلوچستان پاکستان تاکنون هم چنان نقش محوری خود را در چالش های سیاسی-ایدئولوژیک منطقه حفظ کرده است ، آنگاه تحول در برداشت اسلامی ، از انقلاب اسلامی به اسلام طالبانی ، قابل تأمل تر خواهد بود. به ویژه آنکه گزارش های موثق حاکی از آن است که در مقطع پیروزی انقلاب اسلامی در این گرایش به انقلاب اسلامی باعث تقویت موقعیت روحانیت اهل سنت یا مولوی ها در کویته پاکستان شده بود و تهران برای اولین بار نشان داد که می تواند در تحولات منطقه ای یک منبع قدرت تأثیرگذار باشد . گزارش خانم آن ویور از بلوچستان شرقی حاکی است که پیروزی انقلاب اسلامی درایران باعث تضعیف و شکست هر دو ناسیونالیزم چپ و راست در بلوچستان شد و شکست کاندیدای مورد حمایت خانم جمیله همسر داوودخان ، خان کلات که از خاندان سلطنتی سابق افغانستان است ، می نویسد :
« او ]خانم جمیله[ ناخشنودی خود را از برآمدن ملاها در بلوچستان که به شکست کاندیدای مورد حمایت او در سال 1988 میلادی انجامید ابراز میدارد . او می گوید نفوذ ملاها در بلوچستان افزایش یافته است.»
خانم ویور اضافه می کند که در شهر تربت ، مکز مکران ، دانشجویان با همان حرارتی از شکوه انقلاب افغانستان سخن می گویند که ملاها از شکوه انقلاب ایران . مولوی ها انقلاب ایران را نیرومندترین نیروی منطقه می خواند.
با وجود این ، این تأثیرگذاری مثبت تحت تأثیر عوامل گوناگونی نتوانسته است به عنوان عامل اصلی تعیین کننده چالش ایدئولوژیک و سیاسی در بلوچستان باقی بماند و به نظر می رسد که به موازات عقب نشینی روحانیت اهل سنت در بلوچستان ایران جای خود را در کویته به اندیشه طالبانی داده باشد. هرچند که چنین بدیهی است پیروزی هر کدام صورت نگرفته و رقابتهای پنهانی همچنان در جریان است . بدیهی است پیروزی هرکدام از این دو جریان در درون نیروهای اسلامی می تواند در آینده منطقه تأثیرگذار باشد . به ویژه آنکه اندیشه طالبانی با جاه طلبی هایی همراه است که می تواند منطقه را درگیر چالش های جدی تر سیاسی-ایدئولوژیک سازد.
از هر هزار كودك بلوچ كه وارد مرحله آموزشي ابتدايي .......
توسعه در ديدگاه علمي و اجتماعي
همانگونه كه بارها در مطالب وبلاگي گذشته خود ذكر نمودم توسعه و مهم توسعه پايدار نياز به جايگاهي مهم و رفيع به نام توسعه منابع انساني دارد،در علم توسعه منابع انساني براي رسيدن به توسعه آرماني و حقيقي در يك جامعه و يا يك منطقه قوميتي اينگونه تعريف شده است:
توسعه خواستگاهي مردمي دارد اگر خواهان توسعه براي يك منطقه ميباشيم ابتدا بايد به ساختار هاي فرهنگي و اجتماعي و ديني مردم اين منطقه توجه كامل و جامع را داشته باشيم، زيرا هدف عمده از ايجاد توسعه مردم درون همين اجتماع ميباشند، و اگر در اين امر كوچكترين مبالات و كوتاهي صورت گيرد مردم دروني اين اجتماعي اين نوع ساختار توسعه را براي خود نوي تعرض به حقوق خود دانسته و به هر شكل در تلاشند تا از اجرا شدن اين نوع توسعه جلوگيري نمايند.
همچنين تاكيد شده است در سازمانهاي نهادينه شده درون اجتماع ميبايست و حتما از نيروهاي بومي خود اين اجتماع استفاده كرد زيرا اين نيروها ضعف ها و نقاط قوت را دانسته و اقدام به رفع و بهره وري از اين نقاط مينمايند.
بعد مهم تعريف تربيت منابع انساني لازم ميباشد.
در جايگاه تربيت منابع انساني ابتدا بايد از پايين ترين رتبه مرحله آغاز نمايم تا نيروهاي توانا را پروش دهيم.
طبق قوانين بين الملي سازمان علمي فرهنگي سازمان ملل متحد آموزش و پروش در تمامي كشورها تا پايان مقطع دبيرستان بايد اجباري باشد و دولتها موظفند تمهيدات لازم را براي اين امر مهيا نمايند.
همچنين در عنوان بندي ترزا آموزشي دانشگاها اينگونه ذكر شده است كه دانشگاه موظف است بيش از 75% از دانشجويان خود را از دانشجويان منطقه خود انتخاب نمايد و نيمي ديگر را به دانشجويان خارجي و يا از مناطق ديگر پذيرش نمايد.
آيا در ترزا بندي و تنوع بندي آموزش بلوچستان اين تمهيدات انديشيده شده است و يا طرحي را آماده كه متاسفانه با سيلهاي ويرانگر اين طرح را آب برده است.
متاسفانه آنچه ما از سيستم و نظام آموزش بخصوص در بلوچستان ميبينيم نوعي تعارض آشكارتر با ديگر نواحي ايران ميباشد، كيفيت آموزش در سطوح ابتدايي كه اولين بنيان تربيت نيروي انساني براي نيل به هدف توسعه منابع انساني را به خود اختصاص ميدهد به شكلي وحشتناك غير علمي و دو از كوچكترين و كمترين كيفيت آموزش جهان حتي جهان سوم ميباشد.
به شكلي كه دانش آموز از همان رده ابتدايي ، زماني كه كودك با اشتياقي وصف ناپذير اقدام به رفتن مدرسه مينمايند اقدام به كور نمودن علاقه و مسدود نمودن و خفه نمودن استعداد درخشان او دارند، رفتار زننده معلمين سطوح ابتدايي با دانش آموزان و تنبيه بدني كه هم اكنون در جهان منسوخ شده و كساني كه از اين الگوي آموزش خشن استفاده نمايند طبق كنوانسيون آموزش سازمان ملل متحد بايد مورد بازخواستو محاكمه قرار گيرند،استفاده ميشود.
علم روانشناسي كودكان دوره ابتداي را براي دانش آموزان عصر فوق طلايي ناميده است ، زماني كه كودك از محيط خانه و يا كوچه و همبازي ها با مدرسه و كتاب و عشق به نوشتن خواسته هاي كودكانه درونش آشنا ميشود، زماني كه او روياهاي آينده خود را ترسيم ميكند و تلاش مينمايد تا با توان خود به اين روياهاي دست پيدا كند.
متاسفانه در بلوچستان و حتي در حال حاظر از دوره ابتدايي تا دوره دبيرستان همواره ما ريزش دانش آموز مواجه هستيم تا جايي كه دانش آموزان هنگامي كه به مقط دبيرستان وارد ميشوند، با موجي از احساسات غير وارد اين محيط ميشوند . احساساتي همچون معلمين غير بومي واقعا ناتوان و كم اهميت با دانش آموز رفتار ميكنند و معلمين بومي هم از روي روزمرگي و فعاليت شغلي خود.
در اينجا است كه دانش آموزان از محيط تحصيل به محيطهاي ديگر و وحشتناك سر در مي آورند و و خبر از روزنامه ها در مي آيد كه سن كشيدن سيگار به سطوح پايين دبيرستان رسيده است و اين هم نوعي فاجعه در ركود تربيت نيروي انساني است.
همچنين در مرحله ورود به دانشگاه و گذشتن از فيلترهاي متعدد خود كابوسي ديگر براي يك نوجوان بلوچ است، تا جايي كه از هر هزار كودك بلوچ كه وارد مرحله آموزشي ابتدايي تا به مقطع دبيرستان و در نهايت دانشگاه برسند فقط 20 نفر وارد دانشگاه ميشوند كه از اين بيست نفر فقط 5 نفر به مرحال پاياني راه پيدا ميكنند.
چگونه ميتوان به توسعه حقيقي انديشيد؟
فقر در بلوچستان
یک ویدو کلیپ از فقر در بلوچستان با فرمت ۳gp
http://www.2shared.com/file/3173394/a52044e8/Balochstan.html
کلیک کنید و دانلود کنید
سلام
سلام
چه بگويم و چه سخني به ميان آورم و از كدامين درد افسوس به دل بگيرم و از كدامين رنج گريبان بدرم كه درد بسيار است و رنج در پي آن.
در اين مدت چند ماه كه از صحنه نوشته هاي وبلاگي خويش دور بوده ام متاسفانه...
باز هم ميخواهيم حديث را تكرار كنم حديث نا مكرر فقر و ظلم و تباهي را در سرزميني كه اسكندر و مغول از فتح آن عاجز ماندن،دادشاهي بود كه شاهي به وسعت ايران وجب به وجب بلوچستان را پيمود ...
هر روز سوز و آه و نواي از نوحه اي دلگير از مرگ كودكي از كشته شدن پدري و از بدن تكه تكه مادري از بلوچستان ميبينم.عده كثيري به نام مذهب بر عده قليلي تهمت ناروا افتراي بيش از حد و جنايتي پليد را روا ميدارند.
اينجا بلوچستان است مرز رنجها و ملالتها مرز نابوديها و مرز ناتوانيها و دردهاي بسيار اينجا سرزمين مادري من است.اينجا... اينجا...
حرفي نزدم كلامي به كلام راه ندادم و فقط گفتم حقمان اين نيست كه در بيتوته حقارت باري گذران عمر كنيم حقمان اين نيست كه در سرزميني به نام وطن و در زير پاي كسي به نام هم وطن كه همچون دژخيمي ما را به ضزبه پوتين نجس خويش نوازش ميكند.
حقمان آن است كه سربلند باشيم و حقمان حقيقتمان است.
آغازم را دوباره آغاز كردم تا بار ديگر از درد و رنجم از كودكان يتيم سخن بگويم كه دردشان تنها درد از دست دادن پدر نيست بلكه دردشان موجودي است به نام وطن...
اميدوارم شما دوستان شما ملت بلوچ كه هميشه پشتيبان من بوده ايد مرا ياريگر باشيد تا نگاران فيلتر شده توسط ايادي زمانه نوميدي را دوباره بسازم. تا آناني كه ترس از توسعه بلوچستان دارند بدانند كه نگاران همچنان زنده پابرجا و ماندگار است.و بلوچستان روزگار توسعه و و پيشرفت خود را در مينوردد هر آن قدر كه ما را بكشيد ما بيدار تر ميشويم.
وطن را بار ديگر ميسرام
ليك با درد جانكاهي كه در دل دارم
وطن را من به ديده ميستايم
وطن را من ز جان بيشتر دوست دارم
اگر بگذارد همان ...
*** - (( وطــــــــن )) - ***
شبی سرد کودکم نجوا چنین کرد
پدر جان ، پدر ای مهربان ، ای همدم من
در این تاریکی سرد.
وطن چیست؟وطن کیست؟
چه دردی است؟چه مرگی است؟
وطن کدامین خفته است در خواب غفلت ؟
غریب است یا آشنا؟
صمیمی است یا بی وفا؟
وطن را چه دردی است که خوابت را گرفته؟
نگاهت را ! صدایت را ! غمت را ! شادیت را !
وطن پیراهن تنگیست به این تن !!!؟؟؟
و یا آهنگ نامربوطی است در گوش !!!؟؟؟
وطن را مادرهم هم میداند !!!
وطن میتواند هم بازی من باشد!!!!
وطن چکمه میپوشد در این سردی ؟؟؟
وطن ....
چه میگفتم وطن کیست؟ وطن چیست؟
وطن درد است یا مرگ
وطن خواب است یا بیدار
وطن آهی است اندر دل
و یا پیراهن تنگیست بر تن ما
و یا آهنگ نامربوطی
ویا....
چنین گفتم به دلبندم:
بخواب ای کودکم من
وطن یعنی همین سادگی و راحتیت
وطن یعنی شکوه زندگیت
وطن یعنی تو و من مادرت
وطن یعنی تمام هست و نیستت
وطن یعنی غمت ، دردت ، تمام خندهایت
وطن یعنی بهار شادی تو
وطن یعنی شعر های کودکانه ات
نگفتم.....
وطن یعنی اوج غم و درد
وطن یعنی تهمت ، افترا
وطن یعنی گذشت روزگار بی گردش دل
وطن یعنی همان جا که تو را به جرم صاحبیش غریبه خواندن
وطن یعنی سینه پر غم
وطن یعنی نگفتن بس شنیدن
وطن یعنی شعر بی عنوان هیچکس
وطن یعنی خفه شو ، بتمرگ
باز گفتم...
وطن یعنی تمام هستی تو از این دنیای فانی
وطن هرگز نمیمیرد در این دل
اگر هزاران راه را دور باشی از او
وطن یعنی نور چشمت
وطن هرگز نمیمیرد در این دل
اگر هزاران بار تو را دشنام دادند در او
وطن یعنی مام میهن
وطن هرگز نمیمیرد در این دل
اگر هزاران بار تو را برانند از او
وطن یعنی جفای زندگانی
وطن هرگز نمیمیرد در این دل
اگر هزاران بار تو را غریبه خوانده باشند در او
سلامی از آغاز تا آغاز
بلوچ و بلوچستان ، فرهنگ بلوچ، صنايع دستي ، صنايع دستي بلوچ، صنايع دستي بلوچستان،ورنا بلوچ، جوان،صندوق مهر، صندوق مهر امام رضا،دلاور33،دلاور بلوچ،جنبش مقومت مردمي ايران،جندالله،عبدالمالك ريگي،عبدالمالك،زابل،زاهدان،سراوان،ايرانشهر،خاش،چابهار،ناهوك،نگاران،جالق،سوران،پسكوه،زابلي،شهرستان سراوان، شهرستان خاش،شهرستان زاهدان،شهرستان زابل، شهرستان زهك،شهرستان ايرانشهر،شهرستان نيكشهر،شهرستان چابهار،مناطق آزاد تجاري و صنعتي دنيا، دنيا ،جهان،توسعه ،توسعه پايدار، توسعه منابع انساني، ايران ،آمريكا،اسرائيل،پاكستان،كراچي،گوادر،بندر گوادر،امارات متحده عربي،خليج عربي،خليج فارس،عربستان سعودي،چين،عمان،دريايي عمان،اقيانوس هند،اقيانوس،عكس ،عكاسي،گرافيك،فيلم،فيلم سازي،سايت،آبادان،آباداني،شاهنشاه،شاه، شاهنشاهي،شهرزاد،نامهاي اراني،نامهاي اسلامي،اسم،اسامي،انتخابات مجلس شوراي اسلامي، انتخابات مجلس خبرگان رهبري،انتخابات رياست جمهوري، انتخابات،مجلس، مجلس شوراي اسلامي، مجلس خبرگان،رياست جمهوري، مقام معظم رهبري،فرياد، سكوت، مرگ، اعدام،فيلتر، فيلتر شكن،فيلترينگ، پروكسي، آي پي، يو اس پي،
USA،كنترل،دما، هواشناس، سازمان، سازمان هواشناسي، صدا و سيما،اعدام، اعدام در ايران، آمار اعدامهاف جنايت ، جنايتكاران جنگي، هلوكاست،فقر،فحشا، فقر و فحشا،فيلم فقر و فحشا، ابتذال، ابتذال در سينمايي ايران،دانشكده، دانشكده كشاورزي، دانشگاه، دانشگاه آزاد، دانشگاه ملي، دانشگاه علمي كاربردي، دانشگاه امام صادق،دانشگاه امام علي، سپاه پاسداران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، وزارت اطلاعات، نفت، وزارت نفت، صنايع و معادن، وزارت صنايع و معادن، وزارت كشور، وزارت رفاه، وزارت جنگ، وزارت دفاع، افغانستان، كابل، تاجيكستان، عراق، ناتو،سفير، سفارت، سفارت ايران در ...،سفير ايران در...،سايت تفتان، تفتان،استان سيتان و بلوچستان، استانداري، استاندار،استاندارد، استاندارد صنعتي،منطقه آزاد چابهار،استعفا،خبر، خبرگزاري فارس، به نقل از خبرگزاري، ايرنا، خبرگزاري ايرنا،جمهوري اسلامي،رژيم،خميني،خامنه اي،خامنه، تبريز،آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي،اروميه، كرد،كردستان،كرمانشاه، كرمانشاهي،بغداد، مقتدا صدر، سني، اهل سنت،امام علي،پيامبر اسلام، سال نوآوري و شكوفايي،استان، استان سيتان و بلوچستان،فارس، تركمن، بندر تركمن،گرگان،مازندران، گيلان، رشت،درايي خزر، روسيه، مسكو، تلاشهاي تهران و مسكو، عرب، عربي،حزب الله لبنان، حزب الله، جهاد اسلامي، اسامه بن لادن،گوگل،google،كانادا، فرانسه،كويت،لبنان، فلسطين، مولوي عبدالحميد،امام جمعه، امام جمعه زاهدان، امام جمعه اهل سنت زاهدان،اهل سنت، اهل سنت بندرعباس،شيخ الاسلام،اروپا،اروپايي،باكلاس،كليپ،كليپ براي موبايل، كليپ ايراني براي موبايل،برنامه، برنامه براي موبايل،نوكيا،نمايندگي نوكيا در ايرانف سامسونگ،ال جي،يهود،قم،امام رضا، امام حسين،ايام فاطميه،عاشورا،فرهنگ عاشورا،وبلاگ،وبلاگ نويسان ايراني،خبرگزاري،خبرنگار،روز خبرنگار،سلامی از آغاز تا آغاز
بلوچ و بلوچستان ، فرهنگ بلوچ، صنايع دستي ، صنايع دستي بلوچ، صنايع دستي بلوچستان،ورنا بلوچ، جوان،صندوق مهر، صندوق مهر امام رضا،دلاور33،دلاور بلوچ،جنبش مقومت مردمي ايران،جندالله،عبدالمالك ريگي،عبدالمالك،زابل،زاهدان،سراوان،ايرانشهر،خاش،چابهار،ناهوك،نگاران،جالق،سوران،پسكوه،زابلي،شهرستان سراوان، شهرستان خاش،شهرستان زاهدان،شهرستان زابل، شهرستان زهك،شهرستان ايرانشهر،شهرستان نيكشهر،شهرستان چابهار،مناطق آزاد تجاري و صنعتي دنيا، دنيا ،جهان،توسعه ،توسعه پايدار، توسعه منابع انساني، ايران ،آمريكا،اسرائيل،پاكستان،كراچي،گوادر،بندر گوادر،امارات متحده عربي،خليج عربي،خليج فارس،عربستان سعودي،چين،عمان،دريايي عمان،اقيانوس هند،اقيانوس،عكس ،عكاسي،گرافيك،فيلم،فيلم سازي،سايت،آبادان،آباداني،شاهنشاه،شاه، شاهنشاهي،شهرزاد،نامهاي اراني،نامهاي اسلامي،اسم،اسامي،انتخابات مجلس شوراي اسلامي، انتخابات مجلس خبرگان رهبري،انتخابات رياست جمهوري، انتخابات،مجلس، مجلس شوراي اسلامي، مجلس خبرگان،رياست جمهوري، مقام معظم رهبري،فرياد، سكوت، مرگ، اعدام،فيلتر، فيلتر شكن،فيلترينگ، پروكسي، آي پي، يو اس پي،
USA،كنترل،دما، هواشناس، سازمان، سازمان هواشناسي، صدا و سيما،اعدام، اعدام در ايران، آمار اعدامهاف جنايت ، جنايتكاران جنگي، هلوكاست،فقر،فحشا، فقر و فحشا،فيلم فقر و فحشا، ابتذال، ابتذال در سينمايي ايران،دانشكده، دانشكده كشاورزي، دانشگاه، دانشگاه آزاد، دانشگاه ملي، دانشگاه علمي كاربردي، دانشگاه امام صادق،دانشگاه امام علي، سپاه پاسداران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، وزارت اطلاعات، نفت، وزارت نفت، صنايع و معادن، وزارت صنايع و معادن، وزارت كشور، وزارت رفاه، وزارت جنگ، وزارت دفاع، افغانستان، كابل، تاجيكستان، عراق، ناتو،سفير، سفارت، سفارت ايران در ...،سفير ايران در...،سايت تفتان، تفتان،استان سيتان و بلوچستان، استانداري، استاندار،استاندارد، استاندارد صنعتي،منطقه آزاد چابهار،استعفا،خبر، خبرگزاري فارس، به نقل از خبرگزاري، ايرنا، خبرگزاري ايرنا،جمهوري اسلامي،رژيم،خميني،خامنه اي،خامنه، تبريز،آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي،اروميه، كرد،كردستان،كرمانشاه، كرمانشاهي،بغداد، مقتدا صدر، سني، اهل سنت،امام علي،پيامبر اسلام، سال نوآوري و شكوفايي،استان، استان سيتان و بلوچستان،فارس، تركمن، بندر تركمن،گرگان،مازندران، گيلان، رشت،درايي خزر، روسيه، مسكو، تلاشهاي تهران و مسكو، عرب، عربي،حزب الله لبنان، حزب الله، جهاد اسلامي، اسامه بن لادن،گوگل،google،كانادا، فرانسه،كويت،لبنان، فلسطين، مولوي عبدالحميد،امام جمعه، امام جمعه زاهدان، امام جمعه اهل سنت زاهدان،اهل سنت، اهل سنت بندرعباس،شيخ الاسلام،اروپا،اروپايي،باكلاس،كليپ،كليپ براي موبايل، كليپ ايراني براي موبايل،برنامه، برنامه براي موبايل،نوكيا،نمايندگي نوكيا در ايرانف سامسونگ،ال جي،يهود،قم،امام رضا، امام حسين،ايام فاطميه،عاشورا،فرهنگ عاشورا،وبلاگ،وبلاگ نويسان ايراني،خبرگزاري،خبرنگار،روز خبرنگار،ادامه مطلب















